347بهحدّ اعلا رساندند ودرس وفادارى و شهامت را بههمۀ مسلمانان در پهنۀ گيتى، آموختند.
اكنون به چند نمونه اشاره مىكنيم:
1-به هنگام فرو كش كردن شعلۀ جنگ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به كسانى كه در كنارش بودند، فرمود: آيا در ميان شما كسى هست كه ما را از سرنوشت سعد ابن ربيع 1 آگاه كند و بگويد كه او در ميان زندهها است يا در ميان كشته شدگان؟! 2
ابىّ بن كعب عرض كرد: اى رسول خدا، من اين خبر را برايت مىآورم. وى مىگويد: من خود را با سرعت تمام به ميدان و به كنار پيكرهاى شهدا رساندم، پيكر خون آلود سعد را، كه آخرين دقايق زندگىاش را سپرى مىكرد، در ميان آنها يافتم و او را صدا كردم، چشمانش را باز كرد. به او گفتم: سعد! مرا رسول خدا فرستاد تا خبر وضعيت و حال تو را به او برسانم، اينك چگونهاى؟ به آرامى پاسخ داد: من ديگر از مردگانم، سلام مرا به رسول خدا صلى الله عليه و آله برسان و از قول من بگو:
«جَزاكَ اللّٰه عَنّٰا خَيرَ ماجَزىٰ نَبِيّاً عَنْ امَّتِهِ»؛
«خداوند تو را از بهترين پاداشهايى كه بر ديگرپيامبران، درراه هدايت امّتشان خواهد داد، برخوردار نمايد.» و نيز سلام مرا به قبيلهام برسان و به آنان بگو: مباد پيمان شكنى كنيد، اگر يك نفر از شما زنده باشد و دشمن به رسول خدا راه پيدا كند، نزد خداوند هيچ عذرى نخواهيد داشت.
ابىّ مىگويد: اين خبر را به رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردم، آن حضرت فرمود:
«رَحِمَ اللّٰهُ سَعْداً نَصَرنا حَيّاً و اوصىٰ بنا مَيّتاً» 3
؛«خدا رحمتكند سعد را، كه در
زنده بودنش ما را يارى رسانيد و در مرگش هم يارى كردن بر ما را توصيه نمود.»
2-يكى ديگر از شهداى جنگ احد،«انس بن نَضْر»است. او هنگامى كه فرار