312گرديده بلكه انبياى ديگر نيز داراى چنين ويژگى هستند و از چنين طهارت مولد برخوردار بودند.
ديدگاه دانشمندان اهل سنّت
جلالالدين سيوطى صاحب تفسير«الدرّ المنثور»و كتابهاى زياد ديگر و از بزرگترين شخصيتهاى علمىِ اهل سنّت، در اين باره بحث مفصّلى دارد كه اينك خلاصۀ آن را مىآوريم:
او مىگويد: قبل از اسلام، همانگونه كه در جزيرةالعرب گروهى از مردم مانند ورقة بن نوفل و زيد بن عمرو بن نفيل بر توحيد و يگانهپرستى پايدار بودند، خاندان پيامبر و پدر و مادر او هم از«حُنَفا»و در دين جدّشان حضرت ابراهيم عليه السلام بودند و بر آيين او عمل مىكردند.
سيوطى اضافه مىكند: گروهى از علماى ما دربارۀ اجداد رسول خدا صلى الله عليه و آله بر همين عقيده هستند كه از جملۀ آنها است امام«فخر رازى». او در تفسير خود«انوار التنزيل» چند دليل بر اين مطلب آورده است:
1-اوّلين دليل فخر رازى اين آيۀ شريفه است: اَلَّذِي يَرٰاكَ حِينَ تَقُومُ ، وَ تَقَلُّبَكَ فِي السّٰاجِدِينَ . 1
«خدايى كه تو را مىبيند، آنگاه كه به عبادت بر مىخيزى و آنگاه كه در ميان سجدهكنندگان منتقل مىگردى.»
فخر رازى مىگويد: به عقيدۀ مفسّران منظور از«تقلّب و جابجا شدن در ميان ساجدين»انتقال نطفۀ پيامبر از صُلب سجده كننده و موحد و خداشناسى است به صلب سجده كننده و موحد ديگر. و اين آيه دليل است بر اين كه همۀ پدران پيامبر، موحد و خداشناس و از كسانى بودند كه به پيشگاه خداوند يكتا سجده و ستايش مىكردند.
2-دليل دوّم فخر رازى حديث شريف نبوى صلى الله عليه و آله است كه فرمود:
«لَمْ أزَلْ أنْقُلُ مِن