307زمين نهادند و كفن را كنار زد و به صورتش تماشا نمود. منظور آن حضرت از اين عمل اين بود كه مرگ اسماعيل بر همگان معلوم شود و براى كسى در مرگ وى شك و شبههاى باقى نماند و اين فكر كه شايد او امام پس از پدرش باشد، بكلى از ذهنها زدوده شود. از اين رو پس از مرگ اسماعيل-رحمة اللّٰه عليه-كسانى كه گمان مىكردند او در آينده به مقام امامت خواهد رسيد، به اشتباه خود پىبردند و از عقيدۀ خويش برگشتند ولى تعداد اندكى از كسانى كه در مناطق دور زندگى مىكردند و رابطه با شخص امام و اصحاب آن حضرت نداشتند، در عقيدۀ خويش مبنى بر زنده بودن اسماعيل و امامت وى بعد از امام صادق باقى ماندند.
پيدايش مذهب اسماعيليه
شيخ مفيد مىنويسد: پس از شهادت امام صادق عليه السلام گروهى از همان افراد، راه حقيقت را دريافتند و از عقيده به حيات و امامت اسماعيل منصرف و به امامت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام معتقد گرديدند و در اين عقيده نماند مگر تعدادى اندك و نادر كه آنان هم به دو گروه تقسيم شدند: گروهى وفات اسماعيل را پذيرفتند ليكن بر اين عقيده بودند كه به هر حال او شايستۀ امامت بود نه برادران ديگرش و پس از مرگ او و مرگ پدرش، اين مقام به فرزند او«محمّد بن اسماعيل»منتقل مىشود نه برادرش«موسى بن جعفر»! بنابراين به امامت«محمّد بن اسماعيل»معتقد گرديدند.
امّا بعضى از آنها در عقيده به حيات اسماعيل ثابت و پابرجا ماندند، و اين هر دو گروه را اسماعيليّۀ مىگويند.
مفيد-رضوان اللّٰه تعالى عليه-اضافه مىكند امروزه تعداد پيروان اسماعيليه اندك است و چندان قابل توجه نيست و آنچه امروز از عقيدۀ آنان معروف است، اين است كه به عقيدۀ اسماعيليه، امامت پس از اسماعيل بن امام صادق در ميان فرزندان او، تا قيامت نسل به نسل باقى خواهد ماند. 1