240كرد و تأثر و رقّت شديد در قيافهاش مشاهده گرديد. آنگاه با اصحاب خويش مشاوره و به آنان پيشنهاد نمود كه اگر صلاح بدانيد همسر دخترم زينب را آزاد كرده و آنچه از مال دنيا به عنوان عوض فرستاده است، به او برگردانيد. صحابه از اين پيشنهاد استقبال و اظهار مسرّت نمودند و بدينگونه ابوالعاص پس از مدتى اسارت در دست مسلمانان، آزاد و به سوى مكه رهسپار گرديد و گردن بند يادگارى خديجه را به زينب بازپس داد. ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله بهنگام آزادى ابوالعاص با وى شرط نمود كه از اين پس زينب را در هجرت به مدينه آزاد بگذارد و او هم بر تعهّد خود عمل نمود و با رسيدن به مكه زينب را به همراهى برادرش كنانة بن ربيع راهى مدينه ساخت.
حمله مشركان به كجاوۀ زينب
كنانة بن ربيع بنا به درخواست برادرش ابوالعاص، زينب را در كجاوهاى نشاند و به سوى مدينه حركت نمود، عدهاى از قريشيان كه از اين موضوع مطلع شدند او را تعقيب كرده و در بيرون مكه در محلى بنام«ذى طوى»بدو رسيدند و از اولين كسانى كه به كجاوۀ زينب حمله نمود«هبار بن اسود»و«نافع بن عبدالقيس فهرى»بود كه هبار با نيزه به كجاوه زينب فشار آورد و او، در حالى كه حامله بود، از بالاى شتر به روى تخته سنگى افتاد و در اثر فشار جسمى و رعب و ترسى كه بر وى وارد گرديد، سقط جنين نمود و به عارضۀ خونريزى دچار شد كه تا آخر عمرش ادامه داشت. ابن اسحاق اضافه مىكند: به خاطر اين جنايت و قساوت قلب(هبار)بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بهنگام فتح مكه مسلمانان را در كشتن وى آزاد گذاشت. 1
ابن ابى الحديد مىگويد:
«از كسانى كه در حمله به كجاوۀ زينب و در جلوگيرى از سفر او به مدينه شركت داشت، عمرو بن عاص بود و چون خبر اين جنايت به پيامبر رسيد، به شدّت متأثر گرديد و بر اين افراد لعن و نفرين نمود.» 2
واقدى مىگويد:
«كنانه با ديدن منظرۀ حمله به كجاوۀ زينب، آمادۀ تيراندازى و دفاع از وى گرديد و