241قريشيها به شهر بازگشتند.» 1
واقدى اضافه مىكند: ابوسفيان كه جزو شركت كنندگان در اين جريان بود، خطاب به كنانه چنين گفت:
«تو در اين اقدام خود اشتباه كرده و تصميم نابجايى گرفتهاى كه دختر محمد را در روز روشن و در مقابل چشم اهل مكه از اين شهر بيرون كردهاى، مگر نمىدانى از سوى پدرش چه فشارى بر ما وارد شده و چگونه ما را تحقير و خدايان ما را اهانت نموده است! آيا اين عمل تو تحقير و اهانت مجدد بر ما نيست؟! به خدا سوگند جلوگيرى از سفر اين زن دردى را دوا نمىكند و ما كوچكترين اعتنايى بر او نداريم ولى هيچ عمل تحقيرآميز را هم تحمل نمىكنيم او را به مكه برگردان و مىتوانى مخفيانه و بدور از چشم مردم راهى مدينه كنى.»
و بدينگونه كنانه زينب را به مكه بازگرداند و پس از مدتى شبانه مجدداً به مدينه حركت داد و به رسول خدا صلى الله عليه و آله لاحق گرديد. 2 بلاذرى نقل مىكند:«هبار»بهنگام فتح مكه، از ترس جانش فرار نمود و بعدها در مدينه به حضور رسول خدا رسيد و شهادتين را بر زبان جارى و اسلام خود را اعلان نمود. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: ديگر كسى متعرض «هبار»نشود، حتى سلمى كنيز آن حضرت كه هبار را نكوهش مىكرد و مىگفت:
«لا انعَمَ اللّٰه بِكَ عَلَينٰا»؛
«قدمت مبارك مباد.» پيامبر پاسخ داد:
«مهلاً فَقَدْ مَحٰا الإسلامُ ما قَبْلَه»؛
«آرام باش، اسلام گذشتهها را به فراموشى سپرده است.»
ورود شبانۀ ابوالعاص به مدينه
ابوالعاص در اوائل سال هشتم هجرت و قبل از فتح مكه، به همراه عدهاى از تجار مكه، با سرمايۀ خود و اموال قريش به سوى شام حركت نمود. اين قافلۀ تجارتى بهنگام مراجعت، در نزديكيهاى مدينه با گروهى از مسلمانان مواجه و از ترس جانشان