225باد و طوفان در بعضى قسمتهاى آن خاك رس ريخته شد، بطورى كه بهنگام باران شديد، همان خاكها بصورت گل به داخل مسجد فرو مىريخت و شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان آب گل آلود نماز مىخواند و اثر گل در پيشانى مباركش ديده مىشد.
شنريزى كف مسجد
در سنن ابوداود با سند از ابىالوليد چنين نقل شده است كه از عبداللّٰه بن عمر سؤال كردم علت اين كه كف مسجد با شن مفروش گرديده چيست؟ عبداللّٰه پاسخ داد كه يك شب در مدينه باران شديدى آمد و كف مسجد را گل فرا گرفت. بعضى از نمازگزاران براى اين كه آلوده به گِل نشوند مقدارى شن به همراه خود آوردند و به زير پاى خود ريختند. رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از اتمام نماز با مشاهدۀ اين عمل فرمود:
«ما احسن هذا؟»؛ «عجب كار خوبى بود!» 1 ولذا ساير صحابه نيز از اين عمل پيروى نمودند و بدين طريق كف مسجد شن ريزى گرديد.
بهر حال تا وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله مسجد با همان ديوار خشتى و سايهبانى از شاخ و برگ خرما و علفهاى بيابانى بجاى سقف باقى ماند و طبق مضمون روايات، در دوران ابوبكر و عمر نيز با اين كه در مسجد و سقف آن تغيير و تجديد به عمل آمد ولى همين وضع ادامه يافت تا در دوران خلافت عثمان كه مسجد توسعه پيدا نمود در اساس بنا و در كيفيت سقف آن هم تغيير داده شد.
اين موضوع در صحيح بخارى و سنن ابىداود از عبداللّٰه بن عمر چنين نقل شده است كه: مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله در دوران آن حضرت خشت خام و سقف آن از شاخ و برگ خرما بود. در دوران ابوبكر در اثر فرسودگى بعضى از قسمتهاى آن، با همان وضع سابق تعمير و مرمت گرديد؛ همانگونه كه عمر نيز در دوران خلافتش چنين كرد و در كيفيت آن تغييرى نداد ولى عثمان كه خواست مسجد را توسعه دهد ديوارهاى آن را با سنگ و آجر و سقفش را با تختههاى محكم بنا نمود. 2