161ابوقبيس شد و با صداى بلند اين اشعار را خواند:
يا فهْر لمظلوم بضاعته
وقتى از كوه پايين آمد قريش موضوع را جدى گرفتند. مطيبون گفتند: به خدا سوگند كه اگر [ به اين مرد پاسخ مثبت دهيم] بر أحلاف چيره خواهيم شد و احلاف هم گفتند: به خدا سوگند اگر حق اين مرد را باز ستانيم بر مطيبون پيروز مىشويم، و گروهى از قريش نيز گفتند: بياييد تا حلف الفضول را اين بار بدون مطيبون و احلاف، مجدداً تشكيل دهيم، بنا بر اين در خانه عبداللّٰه بن جدعان گرد آمدند. در آن روز [ عبداللّٰه بن جدعان] غذاى بسيارى تدارك ديد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه در آن هنگام بيست و پنج سال داشت و هنوز به رسالت نرسيده بود همراه ايشان بود، بنىهاشم و بنىاسد و زهره و تيم گرد آمدند آنچه آنها دربارۀ آن همپيمان شدند از اين قرار بود كه در مكه هر كس، اعم از خودى يا بيگانه و بنده يا آزاد مورد ستم قرار گرفت، در كنار او باشند و حق او را باز ستانند و از سوى خود يا ديگران، ستمى كه بر وى روا شده جبران كنند؛ آنها به كنار چاه زمزم رفتند و ظرف بزرگى را پر از آب زمزم كردند و با آن اركان كعبه را شستشو دادند و سپس همان آب را نوشيدند. هشام بن عروه از پدرش از عايشه نقل كرده كه از رسولخدا صلى الله عليه و آله شنيده است كه فرمود: من در خانۀ عبداللّٰه بن جدعان شاهد [ پيمان] حلف الفضول بودم كه اگر باز بدان فرا خوانده شوم، پاسخ مثبت خواهم داد و خيلى خوش داشتم كه در آن نقشى داشته باشم.
زبير مىگويد: عبدالعزيز بن عمر عنبسى، شخصى را گفته كه كسى كه از مرد زبيدى كالاهارا خريدارى كرد، عاص بن وائل سهمى مىداند. زبير در ادامه مىگويد: حلف الفضول ميان بنىهاشم، بنى مطلب، بنى اسد بن عبدالعزى و بنىزهرة و بنىتيم منعقد شد كه ميان خود، به خدا سوگند ياد كردند و همپيمان شدند كه در مكه هيچكس مورد ستم و