141
كُدَىّ رسيده باشى» مىگويد: كُرَى با راء هم آمده كه به معناى قبرهاست. فاطمه عليها السلام گفت:
نه. فرمود: «اگر با آنها به آنجا رسيده باشى بهشت را نخواهى ديد، تا اين كه جد پدرت آن را ببيند.» 1
سهيلى مىگويد: او نخستين فرد از عرب است كه [ ريش خود را] به رنگ سياه درآورد. 2 و ابن اثير مىگويد: او نخستين كسى است كه در [ كوه] حرّا به پرستش و عبادت پرداخت و هرگاه ماه رمضان مىرسيد به حرّاء مىرفت و تهيدستان را غذا مىداد. 3ابنقتيبه مىگويد: سپس باقيماندۀ سفرۀ عبدالمطلب براى پرندگان و حيوانات در بالاى كوه ريخته مىشد و او را به دليل سخاوتى كه داشت فيّاض و «مُطعِم طير السماء» مىناميدند. او مستجاب الدعوه بود، گفته مىشود يك سال مردم گرفتار خشكسالى شدند، عبدالمطلب بالاى كوه ابوقبيس رفت و براى بارش باران دعا كرد و باران باريد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در آن روز كودكى خردسال بود و به بركت آن حضرت صلى الله عليه و آله بود كه از نعمت باران برخوردار شدند. اين خبر را هشام بن كلبى و ابوعبيده مَعمَر بن مثنى و ديگران نقل كردهاند. ابنقتيبه گفته است كه عبدالمطلب پيش از فوت، نابينا شده بود.
همچنين گفتهاند: قصى بن كلاب آنچه را كه در اختيار داشت ميان همۀ فرزندان پسر خود تقسيم كرد. زبير بن بكار از محمد بن عبدالرحمن مروانى چنين نقل كرده است:
قصى آنچه را كه در اختيار داشت، ميان فرزندانش تقسيم كرد به عبدمناف كه نامش معيره بود سقايى و شورىٰ [ دار الندوه] را واگذار كرد و پيامرسانى و ثروت در او بود. به عبدالدار كه نامش عبدالرحمن بود، پردهدارى و پرچم را واگذار كرد و به عبدالعزّى پذيرايى و [ اجازهدارى] ايام منى را بخشيد، وى در ادامه مىگويد: دو طرف وادى را نيز به عبدقصى واگذار كرد، كه ندانستم منظور چيست.
گفته شده است: قصىّ سمت سقايى و پذيرايى و رهبرى را به عبدمناف و