313را احمدبن حنبل در مسند خود 1 و ابنحِبّان در صحيح خود و ترمذى در «جامع» 2 خود آورده و گفته است: حديث غريبى است! (تنها از يك راه روايت شده است)
سُهيلى نيز از ترمذى همين حديث را نقل كرده، ولى گفته است: «ركن (حجر) الأسود و ركن يمانى دو ياقوتند» و مضمون بقيه حديث را مىآورد. اين كه سهيلى در اين حديث «و ركن يمانى» آورده غيرمشهور وناشناخته است، چيزى كه مشهور است «حجرالأسود» و «مقام» است. ممكن است اين، نوعى سهو قلم از جانب سهيلى باشد. در بيش از يك نسخه از نوشتههاى وى ديدهام كه پس از ذكر اين حديث گفته است:
و در روايت ديگرى (خاصيت) رهايى از بيمارى گنگى و جذام و برص براى كسانى كه دست به آن بزنند و آن را بگيرند، آمده است.
در حديثى از ابنعباس روايت شده كه گفت: رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله فرمود:
زمانى كه حجرالأسود از بهشت فرود آمد، از شير هم سفيدتر بود، ولى گناهان آدميان آن را سياه ساخت. ترمذى اين روايت را آورده و آن را حسنٌ صحيح توصيف كرده است.
و از ابنعباس روايت شده كه رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله فرمود: حجرالأسود از بهشت است.
نسائى اين حديث را نقل كرده است.
ابن عباس همچنين از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: اگر خداوند ازناپاكىها و پستىهاى جاهليت، بر «ركن» نزده بود، هر دردى را درمان مىبخشيد و آدمى را همان گونه كه خداوند در روز نخست آفريده بود (پاك و بدون هر دردى) مىگرداند. و از اين جهت رنگ آن را سياه ساخت كه مردم دنيا به زينت بهشت چشم ندوزند؛ حجرالأسود همانا ياقوتى سفيد از ياقوتهاى بهشتى است.
استادِ اجازۀ ما، از قول بدرالدين احمدبن محمد، معروف به ابنصاحب مقرى گفته است: اينكه حجرالأسود از ياقوت و نه ديگر گوهرهاى بهشتى است، داراى حكمت