312از فرود آمدن بر بيت نيز فرود بر اهل مسجد باشد.
همچنين رحمتها نيز بر انواع عباداتى كه در آن صورت مىگيرد، تقسيم مىشود.
وى مىگويد: «شصت رحمت براى طواف كنندگان است و...»
احتمال دارد اين تقسيم را ميان هر دو گروه، به دو صورت تلقى كنيم: نخست اينكه تقسيمِ برابر بين آنها، بىتوجه به كمى و زيادى و ضعف و قوت كارى كه انجام مىدهند (طواف، نماز و ديدن). و اگر ديگرانى، بيش از اندازۀ معين بدين كار پرداختند، از راه ديگرى پاداش مىيابند؛ و اين مانند آن است كه بگوييم: به واردشدگان خانهام، يكصد دينار بپرداز، در اين حالت، كسى كه يك بار يا چندين بار وارد شده باشد، همان يكصد دينار را مىگيرد و هيچ اختلاف نظرى در اين كه به اينان يكسان پرداخت شود، وجود ندارد.
ولى وجه دوم كه ظاهرتر است، اين استكه تقسيم ميان آنها به ميزان كارشان باشد؛ زيرا حديث در راستاى تشويق و ترغيب است و وقتى چنين باشد، آنهايى كه كار بيشتر يا كمترى انجام مىدهند، نبايد با هم برابر باشند. محبّ طبرى براى استدلال، از امور معنوىِ ظاهرى نيز بهرهگيرى كرده است.
در «معجمالكبير» طبرانى نيز روايتى از ابنعباس آمده استكه گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به كعبه نظر افكند و فرمود: «لاٰ الٰهَ الاَّاللّٰه»، چه نيكويى و چه بوى خوشى دارى و از حرمت والايى برخوردارى، (ولى) مؤمن ازحرمت بيشترى برخورداراست. خداوند تورا حرمت بخشيده، (ولى) مال و خون و ناموس مؤمن را حرمت بيشترى داده است و گمان بد به او را نيز تحريم كرده است.
فضايل حجرالأسود و بهشتى بودن آن
از عبداللّٰه بن عمروبن عاص روايت شده كه گفت: از رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: حجرالأسود و مقام، دو ياقوت بهشتى هستند كه خداوند نور آنها را فرو پوشانده است كه اگر فرو نمىپوشاند، شرق تا غرب را روشنايى مىبخشيدند. اين روايت