289عبدالملك، از عطا و او از اسامةبنزيد نقل كرده كه گفت: همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شدم. آن حضرت صلى الله عليه و آله نشست و حمد و ثناى الهى و تكبير و تهليل گفت و... (دنبالۀ حديث پيشتر به طور كامل بيان شد.)
و در مورد ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله در حجةالوداع روايتى در سنن «ابىداود» و «ابنماجه» و «جامع ترمذى» و «مستدركِ» حاكم، به روايت اسماعيلبن عبدالملكبن ابىصغير از ابنابىمليكه، از عايشه آمده كه در بخش قبلى آن را ذكر كرديم و به ضعف موجود در آن هم اشاره شد.
و اما در مورد ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در «عمرة قضا»، محبّ طبرى در «القرى» به نقل از عروةبن زبير و سعيدبن مسيب حديثى حكايت از اين مسأله آورده است. او در «بابالعمره» - كه باب سى و هفتم است - در بخشى با عنوان «در اخبار مربوط عمره حديبيّه و عمرۀ قضا» مىگويد: هشام از پدرش نقل كرده كه گفت: خراشبن اميه در مروه، سرِ پيامبر صلى الله عليه و آله را تراشيد، سپس (آن حضرت صلى الله عليه و آله ) وارد كعبه شد. و از سعيدبن مسيّب نقل است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پس از انجام مناسك حج، وارد كعبه شد و تا هنگام اذان ظهر - كه بلال بر فراز كعبه ادا كرد - در آنجا ماند. رسول خدا صلى الله عليه و آله سه روز در مكه باقى ماند و ظهر روز چهارم سهيلبن عمروبن حُوَيطببن عبدالعّى نزد ايشان آمد. حضرت در ميان انصار نشسته و با سعدبن عباده مشغول گفتگو بود. سعدبنعُباده به حضرت صلى الله عليه و آله گفت: اى محمد، مهلت تو به پايان رسيد، برخيز و از نزد ما برو. فرمود: چه مىشود اگر مرا به حال خود گذاريد كه از شما عروس برگزيدم (حضرت در راه خود با ميمونۀ هلاليه ازدواج كرده بود) و برايتان غذا درست كردهام.
محبّ طبرى از درخواست سُهيل از پيامبر صلى الله عليه و آله براى بيرون رفتن و نيز عزيمتِ پيامبر صلى الله عليه و آله به «سرف» و ازدواج وى با ميمونه سخن گفته، ولى اشارهاى نكرده كه اين خبر و خبر قبلى را چه كسى آورده است. در اين دو خبر وارد شدن پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه آمده است. گفتنىاست خبرسعيدبن مسيب بهدليل دربرداشتن مسائل مربوط به «عمرةالقضا»، از آن يك گوياتر است؛ يعنى ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با ميمونه و درخواست سهيلبن عمرو از