280حديث) در همزمانى آنها، افزوده مىشود.
خلاصه اين كه با ابنحِبّان، در اين نظريه كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حَجّةالوداع وقتى وارد كعبه شد - همچنانكه سفيانبن عُيَيْنَه در روايت پيش گفته اظهار داشته و نيز بيهقى ذكر كرده - در آن نماز نخواند، مخالفت شده است.
امّا توجيهى كه سُهيلى 1 در جمع ميان اختلاف حديث بلال و ابنعباس در مورد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه، مطرح كرده، از چند نظر سزاوار تأمل است:
1- سخن وى مستلزم آناستكه حديث بلالرا درتأييد نماز آنحضرت صلى الله عليه و آله بر يك زمان و حديث ابنعباس در نفى آن را، بر زمانِ ديگرى حمل كنيم. اين امر همان اشكالى را دارد كه در سخنان ابنحبّان وجود داشت؛ يعنى حمل حديث تأييد نماز بر يك زمان و حديث نفى آن بر زمانى ديگر؛ در حالى كه زمانِ مورد نظر، در هر دو حديث، يكى است.
2- سخن سُهيلى مستلزم آن است كه تأييد و نفى نماز در دو زمان، در موسم حَجّةالوداع باشد، اشكال آن در اين است كه بىهيچ شكى، تأييد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه از سوى بلال - بنا به حديث عمر در صحيحين و جاهاى ديگر - در روز فتح مكه بوده است و نفى نماز از سوى ابنعباس - اگر منظور فضلبن عباس باشد - محمول بر زمانى است كه ورود وى ثابت شده باشد، كه همان فتح مكه است.
واگر منظور عبداللّٰهبن عباس باشد كه اصولاً ورود وى، نه در روز فتح و نه در حَجّةالوداع، تأييد نشده است و بنابراين، نفى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه از سوى وى، مستند به گفتۀ برادرش فضل و اسامه است؛ چرا كه خبر را از ايشان روايت كرده است. پيش از اين مطرح شد كه نفى آن دو، محمول بر زمانى است كه ورود ايشان به كعبه تأييد شده باشد؛ يعنى زمان فتح مكه، پس نفى عبداللّٰهبن عباس نيز چنين است، و اگر چنين باشد، گفتۀ سهيلى در اين كه تأييد نماز در كعبه از سوى بلال و نفى نماز از سوى ابن عباس در حجةالوداع است، درست نخواهد بود؛ زيرا مستلزم آن است كه دوبار ورود آن