279پيامبر صلى الله عليه و آله در ايّام حج با اسناد صحيحى كه هيچ ترديدى در آنها نيست، نقل شده است و در ميان آنچه از اعمال و افعال آن حضرت صلى الله عليه و آله در حج نقل گرديده، چيزى از ورود وى به كعبه در حج بيان نشده است و اگر چنين اتفاقى افتاده بود، حتماً ذكرى از آن به ميان مىآمد، همچنانكه بااسناد صحيح، آمدن آن حضرت صلى الله عليه و آله به چاه زمزم وقصد آب برداشتن از آن و نوشيدن از سقاخانه، ذكر شده است و اگر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در ايام حج صورت گرفته بود، از مسائلى چون زمزم و... مهمتر بود (و حتماً ذكر مىشد)، و اين با آنچه بخارى در صحيح خود در باب «الزيارة يوم النحر» آورده و بدان اشاره كرديم، تعارضى ندارد؛ زيرا مىگويد: ابىحسان از ابنعباس نقل كرده كه پيامبر صلى الله عليه و آله در ايام منا، كعبه را زيارت مىكرد؛ زيرا زيارت كعبه، مستلزم ورود به آن نيست و طواف آن نيز به مفهوم زيارت است. از آن گذشته عبارت «نقل شده است» يا «گفته شده است» جنبۀ قطعى نداشته و استدلال بدان، نياز به اثبات دارد.
آنچه حديث منقول از عايشه را تقويت مىكند، انكار چندين نفر از علما نسبت به ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله (به كعبه) در حج است كه سفيانبن عُيَيْنَه از ايشان نقل كرده است. به فرض صحّت اين حديث، دليلى مبنى بر اين كه كسانى كه نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را نفى كردهاند، در حَجّةالوداع با ايشان وارد كعبه شده باشند - و بتوان نفى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را (به قول ابنحِبّان) حمل بر اين زمان؛ يعنى حجةالوداع كرد - وجود ندارد. نيز تعارض موجود ميان حديثى كه نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را تأييد كرده و حديثى كه آن را نفى كرده، با جمعى كه ابنحبان ذكر كرده و آنها را تلفيق نموده است، سازگارى ندارد؛ زيرا براى اين گفتۀ ابنحبان دليلى موجود نيست كه مىگويد زمان تأييد نماز از سوى بلال و موافقان وى، غير از زمانى است كه اسامه و موافقان او نماز پيامبر صلى الله عليه و آله را نفى كردهاند. اما اين دليل وجود دارد كه زمانى كه بلال و موافقانش نماز پيامبر صلى الله عليه و آله را تأييد كرده، با زمانى كه اسامه و موافقانش آن را نفى كردهاند، يكسان است و مراد همان روز فتح مكه است كه پيش از اين نيز بدان اشاره شد. در اين صورت، خبر بلال و موافقان وى با خبرى كه اسامه و موافقان او دادهاند، تعارض پيدا مىكند و به ترجيح (يكى از دو حديث) يا توفيق (دو