201ذرع آهنى، مقدار يك هشتم ذرع يا كمى بيش از آن، - ترديد از من است - افزونتر است. آخرين بار كه اين ناودان سرب اندود شد، سال هفتصد و هشتاد و يك بود.
اما در مورد درها بايد گفت كه يك در را جمالالدين محمدبن علىبن ابىمنصور وزير معروف به «جواد» در سال پانصد و پنجاه درست كرد كه در سال پانصد و پنجاه و يك، نصب شد و بنا به گفتۀ ابنجبير 1 به نام خليفه نيز مزيّن شد كه در بارۀ تزيين آن نيز توضيح داده است.
سخن ابناثير حكايت از آن دارد كه خليفه المقتفى نيز در اين سال براى كعبه درى ساخت. وى در اخبار مربوط به سال پانصد و پنجاه و دو مىگويد: در اين سال خليفه مقتفى لإمر اللّٰه درِ كعبه را از جا كَند و به جاى آن درِ نقرهاندودى قرار داد و از درِ اوّلى براى خود تابوتى ساخت كه جسدش پس از مرگ در آن گذارده شود. 2آنچه كه ابناثير در انتساب اين در به مقتفى گفته، با سخن ابنجبير كه آن را به جواد نسبت مىدهد، تضادى ندارد؛ زيرا جواد آن را به دستور مقتفى ساخت و نام خليفه را به آن نوشت.
ما از اين جهت به اين نكته اشاره كرديم كه گمان نرود آنها هر كدام جداگانه براى كعبه درى ساختند؛ زيرا بعيد است كه هر يك به دليلى؛ يعنى تابوت كردن درِ قبلى براى خود در يك تاريخ براى كعبه در ساخته باشند؛ گفتهاندكه جواد از درى كه پيش از او بود، براى خود تابوتى ساخت و جسدش را (پس از مرگ) در آن گذاشتند و به مدينه آوردند، بديهى است اين كار بايد با موافقت مقتفى صورت مىگرفت كه به يقين او (مقتفى) نيز مايل بوده كه از آن در براى خود تابوتى درست كند. به همين دليل است كه اين كار بنا به نوشتۀ ابناثير، به مقتفى نسبت داده شده است. واللّٰه اعلم.
درِ ديگر، درى است كه ملك مظفّر، والى يمن ساخت روى آن صفحاتى از نقره به وزن شصت رطل، اندود كرد كه به خاندان شيبه تعلّق گرفت. ديگر، درى است كه ملك