194دارد، بنا كرد و درِ غربىِ بسته در پشت كعبه، در ركن يمانى و زير پاشنۀ درِ شرقى را كه بنا به گفتۀ ازرقى چهار ذرع و يك وجب است، ديوار گرفت و بقيه را - همانگونه كه ابنزبير ساخته بود - رها كرد.
اين بود فشردۀ مطالب ازرقى در اين باره، 1 بنا به گفتۀ ابناثير، اين كارها در سال هفتاد و چهار هجرى بوده است. 2 بنا به روايت ذهبى در «العِبَر»، اين واقعه در سال هفتاد و سه بوده است، 3 پس از آن عبدالملكبن مروان از كردۀ خود در مورد كعبه، پشيمان شد و گفت: به خدا سوگند آرزو مىكردم كه ساختۀ ابنزبير را - كه بر اساس گفتۀ حارثبن عبداللّٰهبن ابىربيعۀ مخزومى، از طريق عايشه و حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد و ابنزبير در بناى كعبه بر اساس آن اقدام كرده بود - به حال خود رها مىكردم و كارى به آن نداشتم.
در نخستين سفر من به قاهره، عبدالرحمانبن احمد مصرى به طور شفاهى، مرا در جريان حديث عايشه قرار داد و گفت: يونسبن ابراهيم عسقلانى از ابوالحسن علىبن حسين بغدادى بهطور شفاهى و او از ابوبكربن زاغونى و نصربن نصر عكبرى نقل كرده كه از زاغونى، از ابننصر زينبى، از عكبرى، از ابوالقاسمبن بسرى، از ابوطاهر مخلص، از يحيى، از بكاربن عيينه، از ابوداود طيالسى، از سليمبن حبّان، از سعيدبن مثنى، از عبداللّٰهبن زبير نقل كرده كه گفته است: عايشه خبرم داده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى فرمود:
اگر قومت تازه از جاهليت در نيامده بودند، كعبه را ويران و با خاك يكسان مىكردم و براى آن يك درِ شرقى و يك درِ غربى قرار مىدادم و به اندازۀ شش ذرع از حجر مىگرفتم و به كعبه مىافزودم؛ چرا كه قريش، به هنگامى كه كعبه را ساختند از آن كاستند. 4 روايات در بارۀ اندازهاى كه قريش از كعبه گرفتند و به حجر افزودند، مختلف است و ما در اخبار مربوط به حجر، بدان خواهيم پرداخت.