148(خطاب به مكه) مىفرمود: «به خدا سوگند كه تو بهترين و دوستداشتنىترين سرزمين نزد خدايى و اگر بيرون رانده نشده بودم، هرگز تو را ترك نمىگفتم».
امّمحمد دختر مُنَجّا برايم گفت: از قاضى ابوالفضل مقدسى شنيده كه مىگفت:
حافظ ضياء از ابوجعفر صيدلانى و فاطمه بنت سعدالخير، از فاطمه بنت عبداللّٰه، از ابوبكر محمدبن عبداللّٰه، ازابوالقاسم طبرانى از زُرْعَۀ دمشقى، از ابويمانى، از شعيببن ابوحمزه و طبرانى از عبدالرحمانبن جابر بحترى به ما گفته كه بِشْربن شعيب از زُهَرى، از ابوسَلَمَة بن عبدالرحمان نقل كرده كه عبداللّٰهبن عُدىّبن حمراء به وى گفته كه او از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله شنيده كه وى در حالى كه در «حزوره» در شرق مكه ايستاده بود، خطاب به مكه فرمود: «به خدا سوگند تو بهترين سرزمين خدا و دوستداشتنىترين سرزمين خدا براى خدا هستى و اگر نبود كه از آنجا بيرونم كردند، هرگز بيرون نمىشدم».
ترمذى 1 آن را با سند نقل كرده و نسائى به نقل از قتيبةبن سعيد از ليث روايت كرده و ابنماجه 2 به نقل از زغبه آن را مستند كرد و ابنحبّان در صحيح خود از محمدبن حسن بن قتيبه از زغبه از ليث، آن را با سند آورده است. اين روايت نسبت به روايت ترمذى و نسائى از رجال كمترى برخوردار بوده، اما موافقت آن با روايت ابنماجه و ابنحبّان كمى رجال در آن را جبران مىكند.
ترمذى بنا بر نقل قولى كه محبّ طبرى در «القرى» از وى به عمل آورده، مىگويد:
حديث ابنحمراء، حديث حَسَن و صحيحى است و من آن را از خط خودش نقل كردم.
وى پس از ذكر حديث مىگويد: و از عبداللّٰه بن عدىّبن حمراء كه خود ديدم بالاى كلمۀ «الحمراء» كروشهاى باز شده و در آن چيزى شبيه «خيار» قيد شده بود (يعنى به جاى حمراء، خيار هم آمده است) و اين از وى، شگفت است؛ چرا كه اين حديث از ابنحمراء مشهور است.
ترمذى در ادامۀ حديث ابنحمراء مىگويد: محمد بن عمرو به نقل از ابىسلمه به