144مورد تحريم استخراج خاك و سنگ حرم گفته، شافعى نيز در «الجامع الكبير» و «الأم» آورده و نووى در «الروضه» آن را تأييد كرده است؛ هر چند در «شرح المهذّب» به نقل از اكثريت شافعىها يادآور شده كه اين كار مكروه (و نه حرام) است.
محبّ طبرى مىگويد: كراهت استخراج خاك حرم به خارج از حرم، از نظر ما، كراهت تحريمى است. بر كسىكه خاك حرم را بيرون ببرد، واجب است كه آن را باز گرداند و در ردّ نكردن، ضمانى بر وى نيست. و اما كراهت وارد كردن خاك و سنگ غير حرم به حرم را نووى در «الروضه» و «مناسك» خود تصريح دارد و در «المجموع» يادآور شده كه اصحاب بر اين اتفاق دارند كه اين كراهت از باب اولويت است و البته جاى تأمل دارد؛ زيرا صاحب «البيان» از شيخ ابوحامد نقل كرده كه گفته است: داخل كردن چيزى از خاك و سنگ غير حرم به حرم جايز نيست؛ علت اين كراهت نيز در آن است كه مبادا (اين سنگ و خاك وارد شده) از حرمتى كه نداشتهاند، برخوردار گردند.
حنبلىها بر آنند كه خارج كردن خاك و سنگ از حرم به بيرون از حرم و نيز وارد كردن خاك و سنگ از آنجا به داخل حرم كراهت دارد و به گفتۀ احمدبن حنبل كراهت خارج كردن، شديدتر از وارد كردن است. حكم «حرم مكه» در اين موضوع نيز به اتفاق، همان حكم «مكه» است.
علما درمكه وحرم آن، اختلاف نظر دارندكه آيااين مكان، پس ازدرخواست ابراهيم خليل عليه السلام پناهگاهى در برابر خوف و ستمگران و زلزلهها گرديد يا اينكه از ابتداى آفرينش آسمانها و زمين، امن بوده است؟ بنا به نظر نووى و ديگران و بر اساس حديث ابنعباس و ابوهريره و ابنشريح خزاعى، نظر دوم صحيح است؟ درخواست ابراهيم خليل عليه السلام از پروردگار يكتاى خود آن بودكه آنجا را از قحطى وخشكسالى درامان نگهدارد و به مردم آن ميوههاى فراوان عطا نمايد. پيروان نظريۀ اول (يعنى امن شدن مكه پس از درخواست و دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام ) به حديث عبداللّٰه بن زيد بن عاصم 1