143* به هنگام قضاى حاجت در صحرا و در صورت نبود حايل، رو به كعبه يا پشت به كعبه ايستادن جايز نيست؛ زيرا پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در روايت ابوايّوب انصارى در صحيحين و نيز در روايت ابوهريره در صحيح مسلم و غيره، از اين كار نهى كرده است.
* خداوند بر مردمان مكّه واجب گردانيد بر حجّاجى كه وارد مكه مىشوند، آسان گيرند و براى سكونت ايشان طلب اجازه نكنند؛ اين ويژگى از سخن ابويُمن بن عساكر در فضل و برترى منا نتيجهگيرى شده كه از سخنان سهيلى در باب اول نيز مطلبى در تأييد آن مىتوان يافت.
* كسى كه از مكه مهاجرت مىكند، حق اقامت در آن را ندارد مگر آنكه سه روز از مهاجرتش گذشته باشد. العلاء بن حضرمى به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله در همين معنا، حديثى روايت كرده است.
احكامى كه مكه و مدينه در آنها با هم مشتركند:
* تحريمِ قطع شاخههاى تازۀ درختان و علفها وفرارى دادن شكار و صيد آنهاست؛ هر چند در مورد مدينه، شكار كردن حيوانات، بنا به روايات صحيح در اين مورد، مستلزم عقوبت نيست.
* دفنِ مشرك در مكه و مدينه حرام است و اگر دفن شود بايد تا پيش از گسسته شدن جسد، نبش قبر گردد و بيرون آورده شود. شيخ خليل جندى مالكى در منسك خود از نووى اين ويژگى را نقل كرده است.
* حرمت اخراج و بيرون بردن خاك و سنگ مكه و مدينه، بنا به نقل شيخ خليل جندى از ابنصلاح. متن سخن وى در بيان ويژگىهاى حرمين (مكه و مدينه) چنين است: «مكه ومدينه درحرمت استخراج سنگ وخاك مشتركند. واردكردن سنگ وخاك از غير حرم و در آميختن آنها نيز كراهت دارد ومسواك گرفتن از درختان (اراك \ درخت مسواك) حرم، جايز نيست.»
نووى نيز در اين باره چنين افزوده است: «مكه و مدينه در حرمت دفن مشرك هم مشتركند؛ اگر دفن شد، بايد پيش از گسسته شدن جسد نبش شود.» آنچه ابنصلاح در