106عريش، عروش، حُرمه. اين نام از ابنعديس در كتاب «الباهر» نقل شده است.
استاد، قاضى مجدالدين شيرازى گويد: در شرح صحيح امام بخارى، آنچه را كه به اشتقاق هر يك از نامها مربوط مىشود، همراه با شواهد و توضيح آوردهام كه مىتوان بدان مراجعه كرد. در آنجا مىگويد: قرية النمل و نقرة الغراب، دو نشانه از محل زمزماند كه عبدالمطلب، دستور حفر آن را داده بود و برخى مجازاً اين دو نام را، نام زمزم دانستهاند. و چنانچه استاد، «قاضى مجدالدين» با توجه به اين دو نام - كه نامهاى زمزماند - مكه معظمه را - از باب تسميۀ كل به جزء - كه امرى متداول و رواست به اين نامها، ناميده باشد، مىتوان صفا، مروه، حزوره و ديگر جاهاى معروف مكه را نيز در شمار نامهاى مكه ياد كرد. همچنين اين كه گفته است: «قرية الحمس از اين روى نام گرفته كه حُمْس ساكنين قبلى مكه بودهاند»، مىتوان در شمار نامهاى مكه از قرية العمالقه و قريۀ جُرهُم نيز نام برد؛ زيرا اينان نيز پيش از حمس، ساكن مكه بودهاند؛ مگر آن كه گفته شود كه نامگذارى قريةالنمل و نقرةالغراب و قريةالحمس از اهل لغت نقل شده و قياسى نيست.
برخى ديگر از نامهاى مكه كه استاد قاضى مجدالدين شيرازى از آنها ياد نكرده، عبارتند از: بَرَّه، بساق، بيتالعتيق، رأس، قادسيّه، مسجدالحرام، معطشه، مكّتان، نابيه، امّرَوْح، امّالرحمٰان، امّكوثى. در ادامه نام علمايى را كه اين نامها را برشمردهاند، خواهيم آورد.
معناى برخى نامهاى مكه و انتساب برخى از آنها به علما
در اينكه حرف اول نام اين شهر «م» است (مكه) يا «ب» (بكه)، اختلاف است؛ و آيا هر دو به يك معنا هستند يا دو معنا دارند؟ نظر اول را ضحاك در نقل قولى از محبّ طبرى و نيز مجاهد دارد كه ماوردى از وى نقل كرده است. ابنقتيبه در درست بودن اين نظر، استدلال كرده كه حرف «ميم»، تبديل به «باء» مىشود؛ مانند «ضربٌ لازم» كه «ضربٌ لازب» شده است. دربارۀ نظر دوم، اختلافى وجود ندارد. گفته مىشود بكّه (با حرف باء) جايگاه بيتاللّٰهالحرام و مكه (با حرف ميم)، آبادى مكه است. اين نظر از