88ثروت و سود و باورهاى مقدّسى كه از آزادى آنان مىكاست،آنان را در كار ورود به اين هنر كمك مىكرد.
گفتهاند كه زمانى قوم عاد در روزگار عماليق،هيئتى را به مكه فرستادند تا براى آنان آب بياورند،وقتى به مكه رسيدند،به سراغ شراب و لهو و سماع رفتند. 1وقتى لهو و غنا در مكه از روزگار عماليق باشد،چرا در روزگار مورد بحث ما،در حالى كه در تفرجگاههاى خود در لقيط يا وادى فخ هستند،محفلى برگزار نكنند،در حالى كه به مرور ذوق آنان در اين كار بيشتر شده و ثروتى برايشان فراهم گشته بود كه به روى جوانانشان سرازير مىگشت.
در اين ايام،كنيزكان در خانههاى مردم مكه از سروكول هم بالا مىرفتند؛چنان كه زنهاى آزاد و اصيل هم حجاب نداشتند و آن گونه كه قرآن اشاره كرده،زيور جاهلى داشتند. 2آنان در مجالس جشن عمومى،همراه مردان،به خصوص در شبهاى عروسى به زدن دف و طنبور مىپرداختند. 3غناى نصْب كه نوعى غناى دينى بود و در جشنهاى برگزار شده در اطراف كاربرد داشت،ميان آنان شهرتى چشمگير داشت.در جشنهاى امويان و مخزوميان و ديگر چهرگان قريش،كنيزكانى بودند كه در لهو و غنا و تعارف شراب در مجالس انس تخصص داشتند.صاحب اغانى با اشاره به نصيحت ابوسفيان به قريش براى بازگشت سپاه از جنگ بدر مىگويد:ابوجهل گفت:به خدا سوگند باز نخواهيم گشت مگر آن به بدر برويم،سه روز آنجا بمانيم،شترانى را ذبح كنيم و طعام بخوريم و شراب بنوشيم و كنيزكان برايمان بخوانند و عرب خبر ما را بشنود. 4
زمخشرى در تفسير اين آيت قرآنى كه فرمود:ى وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ (لقمان:6)مىنويسد:نضر بن حارث وقتى آگاه مىشد كه كسى ارادۀ مسلمان شدن دارد،او را به مراسمى در خانهاش دعوت كرده،دستور مىداد به وى طعام و شراب