60نكرد كه از قريش خواست از شتران خود مراقبت كرده و كار بيت را رها كنند.او گفت:
كعبه پروردگارى دارد كه از آن مراقبت خواهد كرد.سپس برخاسته حلقۀ در كعبه را گرفت و با گريه و زارى چنين سرود:
اى خدا! هر كسى بار و بنه خود را نگاه مىدارد و تو هم چنين كن.
اگر آن را و قبلۀ ما را رها مىكنى،بدانچه لازم مىدانى دستور ده.
اگر چنين كنى،اين كارى خواهد بود كه فعل تو را به اتمام خواهد رساند.
خداوند به بهترين صورت از كعبه حمايت كرد و بهترين دفاع ممكن را از آن انجام داد. 1شرح اين مطلب در قرآن به اين ترتيب آمده است:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحٰابِ الْفِيلِ (1) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ (2) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ (3) تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ (4) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ (5)
تشتت و تفرقه درمكه
به دنبال اين ماجرا رياست عبدالمطلب در مكه ادامه يافت،جز آن كه قبايلى كه در اطراف بيت مىآمدند فزونى يافته و نسلشان زياد گرديد.تيرههاى جديد به باديه رفتند و هر تيرهاى به سيد و سرور خود فخر مىكرد.بدين ترتيب سلطههاى فراوانى پديد آمد و احكام و عادات،متعدد گشت.طبعاً عقايد و اديان هم مختلف و متعدد شد.بسيارى از هواپرستان در شهوتها و خواستههاى خويش غرق شده،به حمايت از آداب و عادات قبيلهاى خود پرداختند،در حالى كه از هيچ حاكمى هراس نداشته و از هيچ سلطانى واهمه نمىكردند.
برآمدن هلال رسول صلى الله عليه و آله
در اين درياى آشفته و سيلاب از هم گسسته بود كه آمنه دختر وهب،در خانهاى از خانههاى عبد المطلب وضع حمل كرد و در شبى درخشان از شبهاى قريش،هلال