61رسول صلى الله عليه و آله برآمد.
رسول،مراتب ادب را در حد بهترينهايى كه كودكان فرا مىگيرند پشت سر گذاشت،همان جوانى كه عنايت الهى شامل حال او شد؛نه تنها براى هدايت امت به راه اخلاص و نور،بلكه براى آن كه سرنوشت تاريخ را در مسير جديدى هدايت كند و تأثير نيرومند خود را كه به گونهاى كه ستمگران قادر به محوش نباشند،بر جاى گذارد،تأثيرى جاودان كه حوادث روزگار،هيچ گاه نتواند آن را از صحنۀ گيتى بردارد.
بناىكعبه
در اين زمان بود كه مصيبت آتش گرفتن كعبه و تصميم قريش به بناى مجدد آن و چيدن سنگهايش مطرح گرديد.قريش در اين باره،گرفتار ترديد و حيرت گرديد.
زمانى كه يكى از آنان در بارۀ انهدام كامل آن از پايه و بناى آن از اساس سخن گفت، ديگران به شدت به هراس افتادند.وليد بن مغيره،پاى پيش نهاده،اولين سنگ را برداشت در حالى كه مىگفت:خداوندا به خشم نيا،ما جز خير در سر نداريم.مردم هم كار او را دنبال كرده،ديوار كعبه را از اساس برداشتند.
در اين وقت،رسول كه جوان بود در انتقال سنگها با ديگر افراد بنى هاشم همراهى و همكارى مىكرد.هر تيرهاى،هر آنچه سنگ مىآورد در جاى خاصى مىنهاد.بنّاها تجديد بناى كعبه را از پايه آغاز كردند.در آن وقت،قريش از كوههاى حرا و ثبير و از كوه مقطع در ميان طائف و عرفات و نيز از كوه خندمه و حلحله در نزديكى زاهر سنگ مىآوردند.
زمانى كه بناى ديوار تا سطح حجر الاسود رسيد، 1در بارۀ نصب آن با يكديگر به نزاع برخاستند.هر قبيلهاى بر آن بود تا افتخار نصب آن را خود به دست آورد.اين اختلاف چندان بالا گرفت كه آمادۀ كارزار شدند.اما اميّة بن مغيره كه مسنترينشان بود، پادرميانى كرده،خطاب به قريش گفت:براى حلّ اختلاف،هر كسى را كه نخستين