412قرن پيش از آن با مكه در ارتباط بودند.مورّخان نوشتهاند كه سلطان محمد اوّل،بخشى از اموال خود را وقف فقراى حرمين كرد. 1اين سلطان يك قرن پيش از تاريخ فتح مصر مىزيست.فرزند او مراد دوم در سال 824 براى فقراى حرمين، 2سهمى از اموال اختصاصى خود را به صورت سالانه و در حد 3500 دينار معين كرد و سالانه مىفرستاد.
همين طور محمد دوم فاتح قسطنطنيه كه حدود هفتاد سال پيش از سليم مىزيست،خود را متعهد به پرداخت هدايايى به فقراى مكه كرده بود.همچنين سلطان بايزيد پدر سليم، در همان سالى كه حكومت عثمانى را به دست گرفت،حج گزارد و ارتباط و پيوند خود را با امير وقت مكه محمد بركات پدر شريف بركات استوار كرد.چنان كه ارتباط خود را با علماى برجسته و بزرگان شهر استوار كرده،هدايايى تقديم آنان نمود و اموال زيادى را ميان فقراى آن شهر توزيع كرد. 3خطيبِ وقت مكه شيخ محيى الدين عبدالقادر در بلاد روم با سلطان بايزيد ديدار كرد و سلطان صلههاى فراوانى به او داد.همين طور شاعر مكه شهابالدين بن حسين عليف به ديدار او آمد و جوايزى گرفت.او قصيدۀ رائيۀ خود را كه در ستايش بايزيد بود،به وى تقديم كرد:
او بدر كامل است كه هميشه نورش كامل است،در حالى كه ماه در بيشتر ايام ماه، نورش ناقص است.
او باران است،اما باران گاه نمىبارد،در حالى كه او در هميشۀ روزگار مىبارد.
او شمشير است،اما شمشير گاه كُند مىشود،در حالى كه او يكسره و براى هميشه بُرنده است.
من مرواريد كلامم را در ستايش افراد نگاه مىدارم،جز براى تو اى پادشاه دوران!
بايزيد در مقابل،هزار سكۀ طلا به او داد و علاوه،دستور داد تا هر سال صد دينار براى او فرستاده شود و پس از وى به فرزندانش هم بدهند. 4