413بنابراين،ارتباط عثمانىها با مكه بسيار قديمى بود و به اسلاف سلاطين عثمانى بر مىگشت،آن هم زمانى كه هنوز قسطنطنيه را فتح نكرده و در بورسا بودند.آنان بعد از فتح قسطنطنيه،پايتخت خود را به آنجا منتقل كردند.همان زمان-يعنى از يك قرن پيش از فتح مصر-عثمانىها اهل خير و نيكى در حق مكيان بودند.
سليم ومكه
بحث ما در بارۀ شريف مكه،به شريف بركات خاتمه يافت و اين كه پس از تسلط بر آن شهر،فرزندش ابونمى را هم در ادارۀ امور شريك خود گردانيد.
هنوز هلال 923 آغاز نشده بود كه اخبار فتوحات عثمانى به مكه رسيد.به دنبال آن، تفصيل خبر مربوط به سقوط چراكسه در مصر و استقرار دولت عثمانى در آنجا به مكه واصل شد.اندكى بعد نمايندۀ دولت عثمانى به مكه رسيد و شريف را در امارتش بر مكه تأييد كرد،مشروط بر آن كه بپذيرد براى خليفۀ جديد عثمانى دعا كند.بركات چارهاى جز موافقت نداشت و نيز اين كه فرزندش ابونمى را به نيابت از خود نزد سلطان سليم به مصر بفرستد تا پيوندش را با دولت جديد استوار كند.
دحلان مىنويسد: 1سپاه عثمانى در زندان مماليك چركس،شمارى از اهل مكه را يافتند كه به خاطر دشمنى با بركات در آنجا به سر مىبردند و آنان ايشان را آزاد كردند. 2
سپس مىافزايد:عثمانىها سپاهى را براى حمله به مكه آماده كردند كه قاضى مكه صلاح الدين بن ظهيره آنان را از اين كار باز داشت.وى كه خود يكى از زندانيان بود،خواست تا تفصيل آنچه را در داخل خاندان امارت در مكه كه همين اشراف بودند،بود به بركات بنويسد؛و اين كه او باورش اين است كه بركات در ايجاد روابط حسنه با عثمانىها مخالفتى نخواهد داشت.عثمانىها اين پيشنهاد را پذيرفتند.قاضى همچنين براى امير