387پرداخت تا آنان عزل خود را پس گرفتند.وى اجازۀ ورود به مكه را به سپاه چركسى نداد، مگر آن كه سلاح خويش را تحويل دهند كه آنان هم اطاعت كردند.
اما چيزى نگذشت كه روابط چراكسه با مكه تغيير يافت،زيرا برخى از اشراف عليه رقباى ديگر خود از چراكسه كمك مىگرفتند.به همين دليل،مصرىها توانستند موقعيت ممتازى براى خود در مكه به دست آورند و امير مكه را وادار كنند تا سالانه خراجى هم بپردازد،همچنان كه قدرت تسلّط كامل بر ماليات اجناس را به دست آوردند.آنها در دورۀ بركات بن محمد،يك لشكرِ حامى،مركّب از پنجاه اسب سوار را در مكه با فرماندهى يكى از چراكسه كه نامش سودون بود،در مكه مستقر كردند.اندكى بعد نظارت بر مسجد را هم به همو سپردند و خدمات مربوط به حجاج،ايجاد بناهاى اختصاصى براى آسايش خودشان و تعمير موارد لازم در مسجد را هم در صلاحيت امير اين نيروى نظامى دانستند.قطبى در كتاب الإعلام نوشته است كه ناظر حرم در زمان وى كه حوالى سال 852 است،شخصى به نام بيرم خواجه بوده است.سپس مىنويسد:در سال 854 امير برديك جاى او را گرفت. 1در جاى ديگر هم نوشته است:امير ترك مكه، امير جانى، 2در سال 856 به سفر رفت و جايش را به ناظر حرم«التاجى»دادند،همان طور كه منصب سپاه را هم بر عهده گرفت.در فرمانى كه براى او آمد،گفته شد كه او نظارت حرم،رباط،اوقاف،صدقات و محتسب را در مكه بر عهده دارد.
بدين ترتيب،مكه زير نظر حاكم تابع چراكسه درآمد و نايب آنان به كار ادارۀ بلاد و خدمات عمومى مىپرداخت.همچنان كه امراى مكه از شرفا فرمان تعيين خود را از چراكسه مىگرفتند.زمانى هم كه برخى از آنان با زور شمشير خود بر مكه غلبه مىكرد و مىتوانستند شريف غاصب را دور كنند،همان گونه كه گفتيم،چيزى نمىگذشت كه تأييد خود را از چراكسه كه هيچ بخلى در تأييد فرد پيروز به خرج نمىدادند،درخواست مىكردند.