380
بركات بن محمد براى بار چهارم
بركات از منزلى كه الغورى پس از آمدن وى به عنوان اسير از سوى امير الحاج مصرى،در قاهره برايش تدارك ديده بود،گريخت.او سپس از مصر به ينبع آمد و در آنجا بود كه خبر كشته شدن برادرش را در مطاف و تسلط برادر ديگرش حميضه را بر مكه شنيد.
وى به نواحى شرق مكه 1آمد تا در فرصت مناسب حمله كرده،مكه را از چنگ برادرش حميضه درآورد.
وى در ميان برخى از قبايل سكونت كرده با دخترى از فرزندان حسين ازدواج كرد و فرزندش ابونمى دوم از او به دنيا آمد. 2
انتظار وى چند ماهى بيشتر به طول نينجاميد تا آن كه توانست برخى از قبايل مانند ابن عقبه و بنىلام و ديگران را بسيج كرده،عدۀ زيادى را آماده كند و روز ترويه به مكه يورش برد.وى با سپاه خود به عرفات رفت و خيمههاى خود را در دامنۀ جبل الرحمه برپا كرد.
در اين وقت،امراى قوافل حج همراه اتباع خود به عرفات آمده،در آنجا فرود آمدند.ساير حجاج هم از آنان پيروى كردند.در اين هنگام جز درگيرىهاى مختصر با برخى از اعراب،آن هم در راه منى،حادثهاى پيش نيامد،جز آن كه بيشتر اهالى مكه در آن سال حج انجام ندادند.پس از آن مردم به مزدلفه آمده،از آنجا سالم به منى آمدند، مگر برخى از حوادث انفرادى كه ضمن آن غارتهايى صورت گرفت. 3
چنين مىنمايد كه حجاج دريافتند كه مىبايست پس از حج به سرعت مكه را ترك كرده به جدّه بروند،چرا كه بيم آن مىرفت كه درگيرىهايى پيش آيد.قافلهها هنوز از