371موكب رسمى مورد استقبال قرار گرفت. 1بركات تا سال 859 كه در شعبان آن سال درگذشت،امير مكه بود.پس از بيمارى،او را به وادى مر بردند و در آنجا درگذشت.
مردم مكه،جنازۀ او را بر دوش گرفته،او را غسل داده،بر وى نماز خواندند و پس از آن كه هفت بار او را بر اساس عادت اشراف گرد كعبه طواف دادند،در مَعلات دفن كردند و روى قبرش،قبّهاى ساختند. 2شعراى فراوانى در رثاى او شعر سرودند.جلال الدين سيوطى در كتاب نظم العقيان برخى از اين اشعار را آورده است:
اى كسى كه به ياد او وسواس من از ميان مىرود و با مشغول شدن به وى ديگران را فراموش مىكنم.
كسى كه محبّت او در قلب من جاى گرفته است و من مطيعش هستم،روى سر من قرار دارد.
من از شما ليوان آبى خواستم كه من را از شراب راحت كند در وقتى كه شرابى در جام نباشد. 3
از جملۀ نكات شگفتى كه در شرح حال بركات آمده آن است كه احمد بن اسماعيل،سلطان يمن،به او نوشت كه قصد حج دارد و از وى خواست تا خانههاى مكه را براى اقامت او خالى كرده،در جايى به نام حلى 4از وى استقبال كند.بركات با قصيدهاى كه عفيفالدين عبداللّٰه بن قاسم ذروى سرود و بيش از سى بيت است،به وى پاسخ داد. 5
وقتى اين اشعار به سلطان يمن رسيد،از حج منصرف شد و دستور داد تا در كمين عفيف الدين ذروى باشند.مأموران وى مراقب او بودند تا آن كه وى را دستگير كرده به يمن فرستادند و سلطان او را در يمن حبس كرده،بر او بسيار سخت گرفت.بركات