359مديدى از عمر بيمارستانى كه مستنصر عباسى ميان باب الزياده و باب الدُرَيبه ساخت و وقف براى ديوانگان و درمانشان بود-و ما در جاى خود از آن ياد كرديم-گذشته است.حسن در سال 816 آن را براى يك صد سال از قاضى شرع مكه اجاره كرد و پذيرفت كه در مقابل،چهل هزار درهم بدهد.آنگاه قاضى به او اجازه داد تا مبلغ مزبور را صرف تجديد بناى بيمارستان و آماده كردن آن براى بيماران،فقرا و ديوانگان كند.بدين ترتيب بيمارستان كارش را ادامه داد تا زمانى كه تخريب و مضمحل شد.
در اواخر سلطنت سلطان سليم بود كه به جاى آن و دو رباط كه در كنارش بود،چهار مدرسه ساخته شد كه تا زمان ما(زمان سنجارى) 1باقى است 2و ما از آنها سخن خواهيم گفت. 3
اسبها در مسجد
يكى از كارهاى شگفت اين دوره آن بود كه امير الحاج مصرى در سال 817 بر يكى از غلامانش خشم گرفت و او را تأديب كرده،به زندان انداخت.اين برخورد سبب خشم رفقاى آن غلام و برخى از فرماندهان شده،از سمت باب ابراهيم،در حالى كه سوار بر اسب بودند،به مسجد الحرام وارد شدند،در حالى كه مردم در حال خواندن نماز جمعه بودند.مهاجمين تا مقام حنفى جلو رفتند.در آنجا تركها و حُجاج با آنان برخورد كردند و درگيرى بالا گرفت تا آن كه آنها را از مسجد بيرون كردند و آنان هم از فرصت استفاده كرده،به غارت مردم پرداختند.در اين وقت امير الحاج مصرى دستور بستن درهاى مسجد به جز در مقابل منزلش در نزديكى مدرسۀ مجاهديه را داد تا خود و يارانش از آنجا وارد مسجد شوند.پس از آن اسبش را وارد مسجد كرده،آن را در رواق شرقى مسجد نزديك رباط شرابى بست.اسب همان جا در مسجد بود و مسجد را با بول و