360سرگين خود كثيف مىكرد.
شريف حسن معتقد بود كه حرمت مسجد هتك شده و به كرامت آن توهين شده است.به همين جهت حجاج و اهالى را در جايى در پايين مكه گرد آورد و پس از گفتگو متفق القول شدند تا كسى را نزد امير الحاج مصرى بفرستند و به وى تفهيم كنند كه با اين كار خود به دشمنى با حكومت مكه پرداخته و هرچه زودتر بايد كارها و اختلافات خود را با مخالفانش اصلاح كرده،اسبها از مسجد بيرون كند.امير اين سفارت را پذيرفت و وساطت آنان را براى اصلاح اختلافات قبول كرد.بدين ترتيب ميان او و غلامانش صلح برقرار شد و آرامش به مكه بازگشت.
از رخدادهاى غريب،آن كه نام كسى كه اين فتنه به خاطر او درگرفت،جراد بود،و شاعرى مكى با اشاره به اين حادثه اين گونه سرود:
وقع الغلاء بمكة
گرانى در مكه چندان بالا گرفته است كه همۀ مردم به زحمت افتادهاند.
خير و بركت،آن اندازه كم شده است كه مردم به خاطر ملخى با يكديگر جنگ مىكنند.
برافتادن بدعتها
از جمله نكاتى كه تواريخ از اين دوره نقل كردهاند آن است كه علماى مكه اجتماع كرده،سندى را داير بر الغاى بدعتهاى مؤذنان در خواندن اشعار غنايى در مدح حضرت نبوى و نيز الغاى جشنهاى شبهاى ختم قرآن در ماه رمضان و نيز منع از روشن كردن مشعلهاى مقامهاى اربعه در رمضان و اول ربيع الاول و رجب امضاء كردند.درخواست آنان پذيرفته شد و از همه اين كارها ممانعت گرديد.اما دو سال