337مماليك قطع كرده،با حكومتها و دولتهاى ديگر سر و سرى پيدا كند و نام آنان را در خطبه ياد نمايد.
به همين دليل بود كه حكومت مصر در اين موارد با احتياط و در دايرهاى محدود دخالت مىكرد.بنابراين نبايد از اين كه برادران عجلان را نگاه داشت،شگفت زده شد.
هدف آنان اين بود تا مانع از ورود آنان به مكه شوند تا زمانى كه دريابند حكومت مماليك،خود را مجبور مىبيند تا همان تأييدى كه نسبت به حاكم مكه دارد نسبت به اينها هم داشته باشد و سر وقت،آنان را رها كند تا خودشان تدبيرى براى كارشان بينديشند و مشكلاتشان را با شمشير يا هر وسيلۀ ديگرى كه مىشناسند،اگر توانستند حل كنند.دولت مصر هم سر جايش نشسته،مراقب اين اوضاع است تا در حد ممكن در آن دخالت كرده و در هر حال نام خود را در در خطبه حفظ كند.
بدين ترتيب بود كه سه برادر را رها كرده،آنان به سمت مكه رفتند و با امير آنجا به دشمنى برخاسته،بر ضدش شمشير كشيدند.
اين برادران توانستند امير مكه را در سال 748 از مكه بيرون كنند.وى به مصر رفت و مدتى را در آنجا ماند و دوباره با جنگ در شوال سال 750 امارت را به دست آورد و اين بار برادرانش را از آنجا راند و آنان اين بار به سمت يمن رفتند. 1
دستگيرى سلطانيمن درمنى
در سال 751 على بن مؤيد براى حج به مكه آمد.بعيد نيست كه عجلان،پس از آن كه برادرش ثقبه و برادرانش در يمن به او پناه بردند،وحشت كرده بود.به همين دليل،به بدترين شكل ممكن با سلطانى كه به مكه آمده بود،برخورد كرد.فاسى در حوادث اين سال مىگويد:عجلان و امير قافلۀ مصرى توافق كردند تا سلطان يمن را در منى دستگير كنند.آنان در صبح روز سوم از ايام منى،مسلحانه به خيمۀ سلطان حمله كردند.يمنىها ساعاتى از آن روز را به نبرد با او برخاستند،پس از آن غارتيان خبر را شنيده،به آن سوى