301ملك اشرف كه به جاى عباسيان در مصر آمده بود،خطبه خواند. 1
با اين همه وى يك ماه بيشتر امير نبود،زيرا راجح بن قتاده،جنگجوى قديمى و همپيمان يمن،با سپاهى نيرومند به مكه حمله كرد.مورّخان در اين باره كه يمنىها دوستان قديمش او را حمايت كردهاند يا آن كه خودش توانست اهل باديه را به حمايت از خود بكشاند،شرحى به دست ندادهاند.آنچه ثبت شده است اين كه وى پيروز شد و توانست جماز را از شهر بيرون كند و در ذىحجۀ سال 651 حكومت را در اختيار گرفته تا ربيعالاول سال 652 حكومت كند.بدين ترتيب آخرين بارى كه وى امارت مكه را يافت و جمعاً هشت بار شد،به پايان رسيد.مكۀ اين دوره گرفتار گرانى فراوان شده،چندان بى آبى در آن بالا گرفت كه هر ظرف آب يك درهم قيمت داشت،چُنان كه هر گوسفند به چهل درهم.
غانم بن راجح
در سال 652 غانم فرزند راجح بدون جنگ و خونريزى حكومت را از دست پدر گرفت.چنين مىنمايد كه راجح به مبارزه برنخاست،چرا كه سنش بالا رفته،طى سالهاى دشوار بسيار شكسته و فرسوده شده بود.او پس از دو سال انزوا،مُرد. 2
دحلان در كتاب خلاصة الكلام نام راجح بن قتاده را به فهرست شجاعان افزوده و مىگويد:او بلند قد و چندان بلند بالا بود كه وقتى مىايستاد دستانش تا به زانويش مىرسيد.وى بسيار تنومند و نيرومند بود. 3
غانم هم بعداز خيانت به پدرش و گرفتن امارت،حكومتش دوام نياورد.چند ماه بعد از آن گروهى از عموزادگانش از آل قتاده كه در رأس آنها ادريس و عموزادهاش ابونمى اوّل بود،بر او شوريدند. 4