300دست كسى از آنان بسپارند كه اسماً بر بلاد اسلامى حكم مىراند،اما در واقع چيزى در اختيارش نبود.
مملوكان ترك در دولت ايوبى مصر هم فرماندهى سپاه را در اختيار گرفتند و بر كشتن سلطان خود توران بن صالح ايوبى اتفاق كرده،حكومت را به دست كنيز او شجرة الدر سپردند.سپس او را كنار گذاشته و سلطنت را به بردۀ ديگرى به نام عزّالدين ايبك سپردند. 1
درمكه
اكنون پس از اين مرور سريع،به پىگيرى رويدادهاى مكه باز مىگرديم.آخرين بار از امارت حسن بن على بن قتاده سخن گفتيم،زمانى كه توانست اين شهر را از تسلّط ايوبيان يمن بيرون آورد.
مناسب است اشاره كنيم كه نفوذ ايوبىها در مصر و عباسيان در بغداد،از مدتى پيش از سقوطشان رنگ باخته بود.حسن نيز پس از آن كه تلاش خود را براى تسلط بر مكه متمركز كرده بود،در اين وقت با آرامى و بدون ترس و تهديد،به حكومت پرداخت و تنها در خطبه نام خودش را مىآورد.
جمّاز بن حسن
امارت حسن در مكه چندان به درازا نكشيد؛زيرا عموزادۀ او جماز بن حسن بن قتاده با سپاهى عظيم از شاميان،در رمضان سال 651 به مكه يورش برده،بر آن تسلط يافت و حسن را كشت.
حامى جماز در اين حمله سلطان شام بود كه به او وعده داده بود تا به نامش در مكه خطبه بخواند.جماز مدت كوتاهى نام سلطان شام را در خطبه آورد و بعد از آن براى