234بيت القاضى مىگفتند.چنين مىنمايد كه احكام قاضى بدون دخالت امير هم نافذ بود.به همين جهت در بسيارى از موارد،اميران،با قضات درگير شده يا به رغم ميل آنان روى احكام خاصى اصرار مىورزيدند.در مكه،مناصب ديگرى هم بود كه از آن جمله صاحب الجند،و صاحب المعونه بود كه دومى،معاون اولى بود.همين طور متولّى زمينهاى قابل كشت(سوافى)كه اشراف بر املاك حكومتى داشت. 1نيز كاتب امير كه شأن او از وزير روزگار ما كمتر نبود. 2همچنين مُحْتَسب كه بر بازار نظارت داشت و مراقب مراسم عمومى و مُشْرِف بر اوزان و مقادير بود. 3
وضعيت عمرانى و اجتماعى
با توجه به دشوارىهايى كه از آنها سخن گفتيم،وضعيت عمران و آبادى مكه پيشرفتى نداشت.من اطمينان دارم قصرهاى بزرگى كه توسط افراد ثروتمند در روزگار اموى ساخته شده بود،در اين دوره به تدريج رو به ويرانى رفت.به همين جهت، محدودۀ مكه از اوايل حدود مَسفله از يك جهت و برابر شبيكه از سمت ديگر تجاوز نمىكرد.اما حارّة الباب در دورههاى بعدى،زمانى كه باب مكه ساخته شد-و ما در جاى خود از آن سخن خواهيم گفت-درست شده است.
در اين دوره،پوشيدن قبا در قصر عباسى رواج يافت.چيزى شبيه لباس كه جلوى آن باز بود و درازاى آن تا زانو مىرسيد.خليفۀ عباسى روى آن كمربندى مرصّع به جواهرات مىبست و روى قبا،عبايى مىآويخت كه غالباً سياه بود.اين پوشش با آمدن فرزندان عباس به امارت مكه،به اين شهر انتقال يافت و بزرگان مكه هم كه مقرَّب آنان بودند از آن استفاده مىكردند.اما علما و قضات،عمامه و طيلسان 4مىپوشيدند و كلاهى