202عطاء بن ابىرباح،طاووس،عكرمه و مانند آنان بود.وقتى وارد عصر اوّل عباسى مىشويم شاهد حلقههاى علمى عمرو بن دينار،عبدالله بن ابىنجيح،محمد اوقص و پس از آن عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريج هستيم كه در مسجد الحرام برگزار شده و شمار زيادى از فقيهان و محدثان اين طبقه كه ذكر نامشان به طول مىكشد،در آن حلقهها حضور داشتند.
تاريخ به ما نشان مىدهد كه عمرو بن دينار،فردى موثّق و كثير الحديث بود و در مكه فتوا مىداد.او در سال 126 مُرد و عبدالله بن ابىنُجيح جاى او را در افتاء گرفت.
چنان كه تاريخ مىگويد عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريج،چهرهاى برجسته در ميان علماى مدرسۀ مكه بود.او از نخستين مؤلفان در علم حديث بود،اگر نگوييم اولين بود.
زمانى كه به سال 150 درگذشت،برخى از مشهورترين فقها كه از آن جمله اوزاعى، سفيان بن عُيينه و فُضيل بن عياض بودند از وى بهره بردند.سفيان بن عيينه،مبرّزترين آنان بودكه شافعى و احمد بن حنبل و محمد بن اسحاق و يحيى بن اكثم قاضى و ديگران از او بهره بردند.شافعى گويد:اگر مالك و ابن عيينه نبودند،عِلم حجاز از ميان رفته بود.
عبدالعزيز كنانى 1از شافعى بهره برد،كسىكه يكىاز درخشانترين فقيهان و مفسّران بود.
فعاليتهاى علمى مكه محدود به اين حلقههاى درسى نبود بلكه بسيارى از فقهاى اين شهر به شهرهاى ديگر رفته،علومشان را نشر كرده و احاديثشان را روايت كردند، علاوه بر آن كه درهاى مكه به روى واردان باز بود و كسانى از هر نقطه به آنجا مىآمدند تا از دانش آن شهر بهره برند.مساجد اين شهر در ايام حج،مركزى براى طالبان علم و فتوا و اهل مناقشه و مباحثه بود.حلقههاى مناظره در خانههاى فقيهان برپا مىشد؛چنان كه در حلقههاى آنان،چندان علم و دانش بود كه پرسشگران و اهل مناظره را سيراب مىكرد.