196و هدفشان چيزى جز فساد و سير كردن شكم گرسنگان نبود.
شگفت نيست كه در همين روزگار،صولت و شوكت خلفا نزد رعايا شكسته شد، چنان كه اندكى پيش از آن،بخل خلفا در بخشش آغاز شده،سبب فقر و فاقه باديههاى حجاز گرديد.اين فقر،بى توجهى به سلطان را به همراه داشت و اين خود منجر به بازى باديهنشينان با امنيت عمومى شد.اين رفتار فسادزا چندان به درازا كشيد كه به صورت يك عادت درآمد و قبايل حرب در ميان مكه ومدينه و نيز قبايل ديگرى در شرق و جنوب آن،بر همين پايه رشد يافتند.به همان اندازه كه حجاز از اين وضعيت آسيب ديد، حكومتها نيز،و اين در طول قرنها ادامه داشت تا اين اواخر كه دولت سعودى بر سر كار آمد و دست آنان را كوتاه كرد.اگر آن زمان عباسيان اين خطر را دريافته بودند و قبايل را به آنچه برايشان سودمند بود سوق داده بودند،آنان را از فساد بازداشته،بىنيازشان كرده بودند و از آنان مردمانى مفيد ساخته بودند.
مورّخان،پايان خلافت واثق را به سال 232 نقطۀ تحوّلى مىدانند كه در آن،عصر اول و طلايى عباسى به عصر دوم عباسى كه روزگار تجزيه و فتنههاى بزرگ است،تبديل مىشود.