197
مسائل عمومى در عصر عباسى اول
مسائل سياسى
زمانى كه ستارۀ عباسيان در افق سياست طلوع كرد،مكه همان وضعيت پيشين را داشت،يعنى متديّنان در آن عبادت مىكردند و معلمان حلقههاى درس خود را داشتند و اهل رفاه،با تشكيل مجالس عيش در پى كسب لذّات خويش بودند؛چيزى كه شرح آن را در دورۀ اموى به دست داديم.
اما سياست،ميدان كوچكى بود كه تنها شمارى از بزرگان علوى خود را درگير آن كردند.زمانى كه جنبش عباسى به ايفاى نقش جدى خود در شهرهاى دنياى اسلام پرداخت و ابوجعفر منصور برادر سفاح در مكه به او دعوت مىكرد،علويان تلاش كردند تا اهالى مكه را به نام بيت هاشمى به ميدان بكشند،اما توفيق چندانى نيافتند. 1به باور من مهمترين عامل اين خمودى آن بود كه مردمان مكه در اوج لهو و لعب خود خلافت را فراموش كرده و اهل ورع شهر هم از روى ورع،سياست را رها كرده بودند.
در چنين شرايطى كار ابوجعفر منصور سهل و ساده بود.او با اندكى تلاش توانست اهالى شهر را در مقابل كار انجام شده قرار دهد.آنان به نام عباسيان با او بيعت كردند و بزرگ هاشمىهاى آن زمان،يعنى نفس زكيه را رها كردند و او خود به باديه گريخت.