121
بُعد عمرانى
در اين دوره،بر شمار خانههاى موجود در اطراف بيتاللّٰه افزوده گشت؛زيرا بيشتر مهاجرانى كه به مكه مىآمدند علاقهمند بودند نزديك بيت اقامت كنند.به همين دليل مركز امّ القرى به صورت يك منطقۀ به هم فشرده در آمد و اطراف آن شهر به قبايل ديگر اختصاص يافت و تابع مكه شناخته شد.
اين به هم فشردگى خانهها در سمت شمال مكه،از مُدّعىٰ بالاتر نرفت،چنان كه در جنوب از اوايل هجله و پيش از شبيكه آن سوتر نرفت.اما در شرق و غرب آن،خانههاى مسكونى از ابتداى اجياد كبير و صغير به سمت قشاشيه و از آنجا تا مناطق نزديك به سوق الليل و شعب بنىهاشم،و از سويقه تا قرارة المدحى تا جايى نزديك به محلى كه ما آن را شاميه مىناميم،ادامه داشت.
در روزگار عثمان،ثروت مكه به مراتب بيش از آنى بود كه در زمان شيخين وجود داشت؛چرا كه بخششهاى عثمان زمينۀ تازهاى براى گسترش تجارت در اين شهر فراهم كرد.البته اين كه بخششهاى او منشأ گسترش ثروت شده باشد،امر شگفتى نبود؛زيرا او پيش از خلافتش هم فردى سخاوتمند بود و داستانها در اين باره گفته مىشد.وقتى خلافت به وى رسيد،همزمان با گسترش فتوح و فراوانى غنايم كه به مدينه سرازير شده بود،به طور طبيعى بر سخاوت عثمان هم افزوده شد. 1در اين وقت برجستگان و خويشان عثمان هم از بذل و بخششهاى وسيع او بهرهمند شدند.نوشتهاند كه عثمان ششصد هزار به زبير داد،دويست هزار به طلحه و به ديگران نيز به همين مقدار.بنابراين،ثروت بود كه از در و ديوار مكه بالا مىرفت،به همان مقدار كه از غنايم هم مىرسيد و بردگانى از سرزمينهاى فتح شده،چه با خريد و چه هديه،به مكه آورده مىشد.از اينجا تمدن برآمد و بر شمار كسانى كه در مزارع اطراف مكه فعاليت مىكردند افزوده شد و باغها و بستانها در برخى نواحى پديد آمد و چاهها حفر شد و سدها براى آب باران پديد آمد و