100استلام كرد و پس از آن كه طواف كعبه نمود فرمود: اى قريش! خداوند نخوت جاهليت و بزرگ شمُرى پدران را از شما دور كرد.همۀ مردم فرزندان آدم هستند و آدم هم از خاك است.مكه حرم امن الهى است و براى هيچ كس پيش و پس از من حلال نشده است.براى من هم تنها ساعتى از روز حلال گشت.بدانيد هر آنچه از خون و مال از گذشته بوده،زيرپاىمناست مگرسدانت بيتوسقايت حجاج.سپسفرمود:اى قريش! اى مكيان! فكر مىكنيد من چگونه با شما رفتار خواهم كرد؟ گفتند:با نيكى.برادرى بزرگوار و فرزند برادرى بزرگوار و كريم.حضرت فرمود: اى طلقا! برويد شما آزاديد.
آنگاه حضرت به سمت بتى كه كنار كعبه بود رفت و ضربهاى به چشم او زد و اين آيت كريمه را خواند: وَ قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً (اسراء:
81).آنگاه مسلمانان در انهدام بتها از يكديگر سبقت گرفتند و آنها را زمين زده،نابود كردند.در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله كليد كعبه را به سدنۀ آن داد و گفت: اى بنى عبدالدار! آن را بگيريد و تا قيامت آن را در اختيار داشته باشيد كه جز ظالم آن را از شما نخواهد گرفت. و كليد تا به امروز در دستان آنان است. 1
نخستين اميرمكه
رسول صلى الله عليه و آله چند هفتهاى در مكه بود تا آن كه خبر تجهيز هوازن و ثقيف براى جنگ را در مكه شنيد.آن حضرت با سپاهش و در حالى كه دو هزار نفر از مكيان هم به او پيوستند،به سمت طائف حركت كرد.اين پس از آن بود كه عتاب بن اسيد را به امارت مكه گمارد و به او فرمود: مىدانى تو را بر چه كسانى گماردم؟بر همسايگان خداوند.
به آنان نيكى كن.
عتاب يك اموى بود كه روز فتح مكه اسلام آورد.او به تقوا شهرت داشت و يكبار سوگند خورد كه در آنچه رسول صلى الله عليه و آله مرا بدان فرستاد جز دو پيراهن نصيب من نشد. 2