86اديال 1 مىخوابيديم و دريچهها را مىبستيم و سرد بود، بالاى كشتى كه مىرفتم، خيلى سرد بود، و روزى ده دوازده مرتبه باران مىآمد و آفتاب مىشد، كشتى فراوان كوچك و بزرگ، و طرادههاى بسيار در روى دريا حركت مىكرد و ذغال سنگ فراوانى روى طرادهها حاضر كرده، براى كشتىها كه بفروشند، كشتى ما هم ذغال زياد خريد و به كشتى حمل كرد.
كانال سوئز
ظهر روز سه شنبه هيجدهم از«پرت سعيد»حركت كرد، داخل«كانال سويس» 2 شد.
«پرت سعيد»شهرى است در كنار«بحر ابيض»، در دم كانال واقع گرديده، در اواخر قرن پانزدهم مسيحى، كه«دماغه اميد»در جنوب«افريقا»كشف شد، تجارت به كلى منقلب به آن طرف شد و بر بنادر«مارسيل»و«اسكندريه»و صور و ... 3 و غيره صدمه زياد وارد شد، خيلى تجارت آن جاها [ را] متنزل نمود.
مهندس معروف فرانسوى«دويس»نام، به بركت علم و دانش بين اين دو بحر عظيم كه«بحر احمر»و«بحر ابيض»باشد، در مدت سى سال اتصال داده، دوباره مدتى است كه تجارت اين بنادر را معاودت 4 داد.
داخل كانال كه شديم همه جا سمت راست، خيابان بسيار با صفايى، و اشجار سرو و كاج و نارنج، راه آهن هم مىگذرد در وسط كانال، به تفاوت بعضى جاها پنجاه ذرع و بعضى جاها سى ذرع وسعت دارد، كشتى از وسط مىرود، كنار كانال خيلى باصفا است، هر دو سه فرسخ، يك استپها 5 دارد، بعضى استپها هم چشمههاى آب شيرين، درختهاى مركبات، عمارتهاى خوب، گلهاى رنگارنگ، به خصوص روز