75روز ديگر رفتم«جامع سلطان احمد خان»، خيلى به تفصيل تماشا كردم، تقريباً مثل مسجد«ايا صوفيه»است، داخل مسجد شصت ذرع در شصت ذرع است، چهار ستون سنگ مرمر دارد، هر ستونى از طول سه پارچه و از قطر دو پارچه است، خيلى خوشگل، نيم ترك نيم ترك تراشيده شده است، هر تركى نيم ذرع است، پس دو و نيم ترك قطر، هر ستونى دوازده بلكه چهارده ذرع ارتفاع ستون است، در دور بالاى يك ستون نوشتهاند، به خط ثلث خوب، هو الذى خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا 1، ديگرى تمام«آيةالكرسى»و ديگرى آيه مباركه «اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» 2 و در ديگرى«سوره جمعه»نوشته شده است، بالاى محراب نوشتهاند: كُلَّمٰا دَخَلَ عَلَيْهٰا زَكَرِيَّا الْمِحْرٰابَ وَجَدَ عِنْدَهٰا رِزْقاً 3 الى آخر آيه.
اين آيه را در بالاى بيشتر محرابهاى مساجد ديدم نوشتهاند، در بالاى در، به خط نستعليق جلّى قطعه نوشتهاند: «الكاسبُ حبيبُ اللّٰه».
بر يك ستون هم نوشتهاند: «يا بلال حبشى رضى اللّٰه عنه» 4.
بعد از اين چهار ستون باز دور«طره»است، كه چهار ذرع عرض دارد، و دور مىگردد، پشت سر آن طرهها، طاقهاى چهار ذرع عرض، يعنى دهنه، و دو ذرع نقل، تمام اين طاقها از چهار طرف، پنجرههاى آهن و شيشه دارد، چهار طرف اين مسجد صحن و ميدان است، در يك طرف هم مسجد تابستانى دارد، كه او هم شصت ذرع در شصت ذرع است، چهار طاق بزرگ دارد، كه يكى در پشت، كه داخل مسجد مىشود، و سه ديگر درهايى است كه داخل اين صحه و صحن مىشود، وسط گودتر.
دور سكويى دارد، يك و نيم ذرع بلندتر، دور آن طره و طاقهاى پنج ذرع عرض، نيم نقل، شش مناره دارد، زير اين صحن از سه طرف شيرها نشانيدهاند، و زير آن خالى و آب دارد، كه مردم وضو مىگيرند، ستونهاى داخل مسجد هم كه خيلى بزرگ است و تعريف آن را نوشتم، ميانش خالى و آب دارد، شير گذاشتهاند جهت وضو، حقيقت در