73كسى هم به سر وقت من نرسيد.
در وسط صحن مسجد سقاخانه خيلى مزيّن خوبى هست، در اطراف مسجد هم مقابر«سلاطين آل عثمان»است، كه همه حافظ و خادم دارد، اما خود مسجد را اگر چه نمىتوانيم درست توصيف كنيم، ولى تقريباً مىنويسيم:
مسجدى است دوازده در دارد، درهاى خيلى بزرگ، پردهها از قالى ايرانى، فرش هم از قالى بود، اما كناره مانند، جاى نماز طورى است در زير هم حصير انداختهاند، دو ستون سنگ سماق دارد، كه تقريباً دوازده ذرع ارتفاع، سه ذرع محيط دايره آنها است، هشت ستون سنگ مرمر هم دارد به همين ارتفاع، ليكن هر كدام تقريباً هشت هفت ذرع، محيط يعنى دور [ آن] دايره دارد، هشت ستون كوچكتر هم دارد، وسط آن تقريباً مستطيل است بايد صد ذرع طول، هشتاد هفتاد ذرع عرض داشته باشد، يك طبقه نيم ذرع گودتر، دور همه جا سكو مانند، پشت سر سكّو طره و طاقهاى خيلى بزرگ پشت سر آن شاهنشينها، يكى هشت ذرع، دهنه سه ذرع، نقل بالاى اين طره و اين شاهنشينها هم از بالا طره است، دور چهار گوشه اطاق است، چراغها از روغن زيتون افروخته مىشود، حيف كه در«اسلامبول»چراغ الكتريسته، بر حسب قدغن«اعليحضرت سلطان»نيست، در حقيقت از صفا انداخته است.
شهر اسلامبول
شهرهاى«روس»شب مثل روز روشن است، شهر«اسلامبول»در شب تاريك است، چراغ گاز دارد، اما كم، كوچههاى خوب ندارد، تنگ است و در شب تاريك است، گل كمى هم دارد، محراب مسجد كه شاهنشين بزرگى است، دو پله بلندتر است، دم محراب آن در دو طرف دو شمع كجى گذاردهاند، كه سالى يك بار عوض مىشود، دو ذرع و نيم طول دارد و يك ذرع قطر پايين او دارد، در يك طرف مسجد وسط، نزديك به محراب از ستونهاى مرمر اطاقى ساختهاند، كه زير آن چهار ستون دارد، اطراف آن باز است، بالاى روپوشيده و دور بالا«طارمى» 1 دارد،«حفّاظ»كه اغلب سيد بودند، در آن بالا