238خيلى خوش محاوره 1 و خوش مجلس و با ادراك به نظر مىآيند. خداوند ان شاء اللّٰه طول عمر به ايشان داده و احياى دولت شيعى اسلامى را به وجود ايشان قرار دهد، آن شب و روز ديگر را هم تا عصر در«سلطنت آباد»توقف كرديم، مهمان«جناب مستوفى»و «جناب قهوهچى باشى»، كه هر دو سيّد و هر دو بزرگوار و پاك دامن و نجيب و آقا هستند بوديم. در كلاه فرنگى وسط باغ منزل داشتند، خيلى خوش گذشت. هواى«سلطنت آباد» نسبتاً خيلى بهتر از هواى شهر است.
عصر روز ديگر از«سلطنت آباد»مراجعت كردم، روز ديگر مهمان«جناب مستطاب شريعتمدار آقا سيد محمد نخل زكى»«جناب مستطاب حجةالاسلام آقا سيد عبداللّٰه»بودم، حقيقتاً آقايان علماى«طهران»خيلى اظهار لطف كردند، كسانى هم كه ابداً توقعى از آنها نداشتم از قبيل:«جناب جلالت مآب حاجى حسن على خان»و«جناب جلالت مآب سراج الملك»و«جناب جلالت مآب نجدالسلطنه»و غيره و غيره همه اظهار لطف كردند.«جناب أجل مدبّر الدّوله»و«جناب أجل صديق الدّوله»را هم ملاقات كردم و ديدن آمدند.«حضرت أجل لقمان الدّوله»هم ديدن كردند. 2
امر به حركت
روز بيست و پنجم تلگرافى از حضرت مستطاب أجل«آصف الدّوله»رسيد، احوال پرسى فرموده و امر حركت فرموده بودند، لهذا در صدد حركت برآمدم، به هر قسم بود بازديدهاى لازم را كرده و كارهاى خود را سر و صورتى داده عازم بر حركت شدم.«والده جناب جلالت مآب أجل صدرالممالك»فوت كرده بود، رفتم به تعزيه خانواده آنها، حق عظيمى بر حقير دارند، الحق«جناب صدرالممالك»از آدمان خوب و رجال معتبر اين