149من اين است كه آن بزرگوار از اهل دوزخ است و كافر از دنيا رحلت فرمود.
فرمودند: اگر اين اعتقاد تو باشد هر آينه جاى تو جهنم خواهد بود.
اشعار آن بزرگوار در تحريص و ترغيب«حمزه سيدالشهداء»، در مناقب«حضرت خاتم الانبياء»، و همچنين در مدايح آن بزرگوار، در دفاتر تواريخ ثبت است، و اگر نبود خوف تطويل، هر آينه به شرح مذكور مىداشتم، سه سال قبل از هجرت، به روايتى سه روز و به روايتى سى و پنج روز بعد از وفات«حضرت خديجه»، آن بزرگوار دار دنيا را وداع فرمود، و آن سال را حضرت رسالت«عامالحزن»ناميدند، و بعد از وفات آن بزرگوار، كار بر«سيد ابرار»، به نهايت سخت گرديد، تا وقتى كه هجرت به«مدينه طيبه»فرمود، - سلام اللّٰه عليه و على اولاده الطيبين - .
حركت از«مكه معظمه»
روز شنبه بيست و هفتم شهر ذىحجةالحرام بعد از آنكه جناب قنسول آنچه خواستند، از بيچاره حاج گرفتند و خود و«شريف»، مردم را لخت كردند، اذن حركت دادند، و بعد از ظهر حركت كرده و از دروازه«جده»بيرون آمده، از دم باغ شريف گذشته، آمديم به«وادى فخ»، كه نيم فرسخى«مكه»است.
شهداى فخ
وقعه«شهداى فخ»معروف است، در زمان خلافت«موسى الهادى بن المهدى بن ابى جعفر المنصور الدوانيقى»، در سنه يك صد و شصت و هفت بعد از هجرت، در «مدينه»خروج كرد بر والى«مدينه»، كه اسم او«عمر بن عبدالعزيز بن عبداللّٰه بن عمر بن الخطاب»بود، و او را«موسى الهادى»والى«مدينه»كرده بود، و با آل ابى طالب بدسلوكى مىكرد، به اين جهت«صاحب فخ»، كه اسم مبارك او «الحسين بن على بن الحسن بن على ابن ابيطالب »- سلام اللّٰه عليه - است، بر او خروج فرمودند در«مدينه»، و سه روز با او جنگ نموده و او را شكست داد، ولى خود يازده روز بيش در«مدينه»اقامت نفرمودند، و «مدينه»را واگذار كرده، به«مكه معظمه»آمده، در ماه ذى حجۀ آن سال،«هادى بن محمد