61اوليۀ آن براساس آنچه كه ابن جبير نقل كرده است از شرق به غرب؛يعنى در طول دويست قدم(حدود 150 متر)و از سمت جنوب به شمال؛يعنى در عرض 135 قدم (حدود صد متر)بوده و در مجموع به پانزده هزار متر مربع مىرسيده است. 1
هنگامىكه دمشق به وسيلۀ سپاه اسلام محاصره شد،كليساهاى فراوانى در اين شهرپوجود داشت كه بعضى از آنها طبق معاهدۀ صلح در مقابل نيمى از كليساى اصلى شهر؛يعنى مكانى كه بعدها جامع اموى ساخته شد،در دست مسيحيان ماند و مسلمانان نيمۀ مذكور را تبديل به مسجد كرده و در آن به نماز پرداختند.مسيحيان كه نسبت به دين جديد با بىاعتنايى برخورد مىكردند،با ايجاد سر و صداى عمدى در مراسم خود؛از جمله صداى مهيب ناقوس به هنگام اقامۀ نماز جماعت،خواندن سرودها به صداى بلند، براى عبادت مسلمانان مزاحمت فراهم مىكردند.
وقتى معاويه،در شام ولايت يافت،تصميم گرفت نيمۀ باقىماندۀ كليسا را به مسجد ملحق كند ولى مسيحيان نپذيرفتند.پس از وى عبدالملك بن مروان،اموال فراوانى به آنان داد تا اجازه دهند اين قسمت نيز به مسجد ملحق شود ولى ايشان نپذيرفتند تا اينكه وليد،فرزندش مال فراوانى به مسيحيان داد و حتى گفت اگر نپذيريد،كنيسۀ باب توما را كه با زور و اينقسمت را با صلحگرفتيم،به جاى آن تخريب خواهمكرد.(آن كليسا بزرگتر و مهمتر بود)؛لذا مسيحيان راضى شدند كه نيمۀ باقىمانده نيز به مسجد افزوده شود. 2
بعضى گويند:آنان راضى نشدند و وليد تهديد كرد كه اگر نپذيريد،خود آن را تخريب مىكنم،سپس كلنگ به دست گرفت و ديوار آن را خراب و مسجد را بنا كرد.
بعضى نيز گفتهاند،وى به جاى آن چند كليساى ديگر در داخل شهر به مسيحيان داد و آنان را راضى كرد. 3
وليد بن عبدالملك كه علاقۀ فراوان به ساختن مساجد و بناهاى مذهبى داشت، براى تبديل اين كليسا به مسجد،ماليات هفت سال كشور خود را خرج آن كرد و گويند