89ثانيا:بر فرض كه اين حديث به صورت هفده هزار آيه باشد،اين محدث بزرگ شيعه،ابو جعفر صدوق(386 ه.ق)است كه آن را علاج و عدد زايد بر آيات موجود را حمل بر احاديث قدسى كرده است.ايشان كه در مقام بيان اعتقادات اماميه است مىگويد:
اعتقاد و باور ما اين است كه قرآنى كه خداوند بر پيغمبرش محمد صلّى اللّه عليه و آله فروفرستاده ،همين قرآن شناختهشده و معروف ميان مردم است و قرآن هرگز بيش از اين نيست...و هركس به ما نسبت دهد قرآن را بيش از اين مىدانيم،به ما افترا بسته و دروغ مىگويد....
بلكه مىگوييم نوعى از وحى،كه از جنس وحى قرآن نيست،به اندازهاى نازل شده كه اگر آن را با تعداد آيات قرآن جمع كنيم،به 17 هزار آيه مىرسد؛مانند اين سخن جبرئيل به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله[ كه نوعى وحى نازل از سوى خداست ]:«ان اللّه تعالى يقول لك يا محمد،دار خلقى و...؛خداوند تعالى به تو مىگويد:اى محمد،با آفريدههاى من مدارا كن و...»و مانند آن،كه بسيارند و جملگى وحى غير قرآنى هستند؛چون اگر[ از سنخ وحى ]قرآنى بودند بايد در قرآن مىبودند و هرگز از آن جدا نمىشدند... 1
ثالثا:اگر پاسخ مرحوم صدوق را كافى ندانيم،هرگز نمىتوانيم به مفاد اين حديث ملتزم شويم،چون شيوهى ائمه عليهم السّلام،براى همگان مشهود است.هرگز آنان در امرى بسيار بزرگ،مانند قرآن،سخنى نمىگويند كه مايهى حيرت و سرگردانى ديگران شود بدون آن كه دليل و يا حتى مصداقى براى آن بياورند.در«شناخت تفاوتهاى اساسى در روايات فريقين»،گفتيم شما هرگز،در هيچكدام از منابع شيعى معتبر و غير معتبر،روايتى پيدا نمىكنيد كه آيهاى از آيات قرآن را نشان دهد و از حذف تمام آن از قرآن موجود