38تناسبى بين دو جملهى آيهى شريفهى ...وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ تُقْسِطُوا فِي الْيَتٰامىٰ فَانْكِحُوا مٰا طٰابَ لَكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ... 1؛(...و اگر مىترسيد دربارهى يتيمان عدالت نورزيد،پس با زنانى كه براى شما پاكيزه قرار داده شده،ازدواج كنيد...)نيست؛زيرا جملهى نخست دربارهى عدالت با يتيمان و جملهى دوم دربارهى ازدواج با زنان پاكدامن است و اين دو تناسبى با يكديگر ندارند.پس بين اين دو جمله بايد چيزى حذف شده باشد 2،ليكن اگر اندكى در سياق آيات تأمل گردد و در سنتهاى جاهلى در غارت اموال دختران يتيم و ستم و جفا به آنان مطالعه شود 3،پيوند و تناسب بين اين دو جمله از آيه به خوبى معلوم خواهد شد.شاهد اين تناسب هم آيهى 127 همين سوره است؛ بنابراين،چگونه مىتوان به حديثى كه مىگويد:«بين اين دو جمله از آيه،يك سوم قرآن ساقط شده است»گردن نهاد؟آن هم حديث مرسلى كه تنها در يك منبع 4آمده و صريحا با ادلهى سلامت قرآن از تحريف مخالف است و در آن زنديقى فرض شده كه در مقام مناظره با امام عليه السّلام مىگويد:چرا بين اين دو جمله از آيه تناسبى نيست.آيا ممكن است امام بهانه به زنديق بدهند و بگويند يك سوم قرآن از بين اين دو جمله ساقط شده است؟آيا اساسا چنين چيزى معقول است كه بين دو جمله از يك آيه،يك سوم الفاظ قرآن حذف شده باشد؟!
نمونهاى ديگر حديثى از كتب اهل سنت است كه در منابع متعدد با سندهاى گوناگون نقل شده است.مىگويد:
ابىّ بن كعب در سورهى«البيّنة»چنين قرائت مىكرد:لو أنّ ابن آدم سأل واديا من مال فاعطيه لسأل ثانيا فسأل ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم إلاّ التراب و يتوب اللّه على من تاب ذلك الدّين القيم عند اللّه الحنيفية غير