235ما پيش از اين به طور گسترده(در شمارهى 24 بخش اول)با بيان شواهد و قراين بحث كرديم و گفتيم:مراد از لفظ«تحريف و تبديل»در نوع اين احاديث،تحريف معنوى و حمل آيه بر غير معناى ظاهرى آن(كه مساوق با تفسير به رأى مىباشد)است و بر فرض هم كه اين احاديث دلالت بر تحريف به معناى اسقاط الفاظ قرآن داشته باشد، در نزد شيخ الطائفة اعتبارى ندارند؛چون خود شيخ الطائفة با صراحت مىگويد:
اين اخبار آحادند و علمآور نيستند و با احاديثى زياد كه ما را به قرائت و تمسك جستن به همين قرآن فرا خوانده و قرآن را معيار و ميزان صحت و سقم اخبار متعارض قرار داده،در تعارضاند و ناگزير،يا بايد تأويل شوند و يا به كلى كنار روند. 1
در اينجا لازم است يادآورى شود كه اهل سنت به طور عام و سلفيان به طور خاص،نمىتوانند از اين نوع تحريف(تحريف در معنا و مفاد آيات)حتى در بين صحابه چشم بپوشند؛از جمله ادلّهى بر اين مطلب،احاديث زيادى است كه در صحيحين و سنن اهل سنت آمده و به اعتراف بزرگان آنان،متواترند. 2اين احاديث به اين مضموناند:
در روز قيامت نزد حوض پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گروههايى از اصحاب خود را روانهى دوزخ مىبينند و فرياد برمىآورند:پروردگارا اينان اصحاب من هستند،خطاب مىرسد:تو نمىدانى پس از تو چه كردند 3...آنان مرتد شدند و به قهقرا رفتند. 4
ريشهى ارتداد برخى از صحابه و بروز رخدادهاى تلخ،چيزى جز فاصلهگيرى از احكام وحى و تحريف در معناى آيات(به ويژه آياتى كه دربارهى ولايت اهل بيت هستند)نيست.