226شيخ شيعه در زمان خودش،يعنى ابن بابويه صدوق(م.381 ه.ق)مىگويد:
اعتقاد ما دربارهى قرآن اين است:قرآنى كه خداوند بر پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده همين قرآن كنونى است كه در دست مردم است و بيش از آن نيست...و هركس به ما شيعه،غير از اين نسبت دهد دروغ مىگويد.
ليكن شيخ مفيد(م.413 ه.ق)مىگويد:اخبارى متعدد از ائمهى هدى از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله هست كه از دگرگونى قرآن و حذف و نقصان آن توسط ستمگران خبر مىدهد و نيز،در جاى ديگر مىگويد:اماميه اتفاق نظر دارند كه پيشوايان گمراهگر،بسيارى از موارد تأليف قرآن را دگرگون ساختند و از آن شكلى كه طبق نزول و سنت پيامبر بوده روى برتافتند. 1
سپس دكتر قفارى مىافزايد:
اين دو ديدگاه مختلف و متعارض از دو تن از پيشوايان شيعه در زمان واحد و مكان واحد مىباشد.ما كدام يك را تصديق كنيم؟كداميك مذهب شيعه را نشان مىدهد؟كشف حقيقت در ميان اين ديدگاههاى متعارض و متناقض،ساده و سهل نيست...؛به ويژه اگر به مسألهى تقيه توجه كنيم؛تقيهاى كه جزو اركان مذهب شيعه است؛در اين صورت حقيقت امر در ميان ابرهاى كذب و تزوير و لايههاى تناقض و تعارض هم چنان پنهان مىماند. 2
متأسفانه،دكتر قفارى مانند همكيشان خود،محمد مال اللّه 3و محمد عبد الرحمن سيف، 4خيانت كرده و ادامهى كلام شيخ مفيد را نياورده و واژۀ«تأليف»در عبارت ايشان را به«تحريف»معنا كرده است.شيخ مفيد در ادامهى همان عبارت مىگويد:
تأليف آيات قرآن،طبق نزول وحى نيست و شاهد آن هم خود قرآن است كه در