225ولى اگر اين كار را از مناقب عثمان بناميم،تأييدى بر ديدگاه سيد مرتضى است و جايى براى تقيه و مناقشات ديگر نيست؟علاوه بر آن،قفارى يا كتاب الشافى را نديده،يا در آن دقت كافى نكرده است؛چون اين عبارت در كتاب الشافى از سيد مرتضى نيست،بلكه ايشان به نقل از كتاب المغنى تأليف قاضى عبد الجبار آن را آورده و قاضى نيز آن را از قول كسانى كه بر كار عثمان خرده مىگيرند مىآورد تا پاسخ دهد و از كار عثمان دفاع كند.وى در اين دفاع مىنويسد:
سوزاندن مصاحف مشكوك،موجب حفظ قرآن و پايان بخشيدن به درگيرىها و اختلافات شد. 1
سيد مرتضى با ذكر هر دو عبارت،در مقام داورى بين رأى قاضى عبد الجبار و مخالفان او،وارد پاسخگويى و قضاوت مىشود؛ليكن بنا بر ديدگاه خود سيد مرتضى كه با ادلّهى استوار و شواهد متعدد به اثبات رسانيده،قرآن در عصر خود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جمعآورى و تدوين شد و آن همين صورت قرآنى كنونى است كه در بين ما وجود دارد و اخبارى را كه از جمع ابا بكر و يا توحيد مصاحف توسط عثمان خبر مىدهند،اخبارى ضعيف،غير قابل اعتبار و در تعارض با اين ادلّهى قطعى،ساقط مىداند. 2
28.آيا شيخ مفيد قايل به تحريف است؟ديدگاه ايشان در اينباره چيست؟
باز برخى از وهابيان در مورد ديدگاه شيخ مفيد دربارهى سلامت قرآن از تحريف دچار خيانت شده،كلام ايشان را تقطيع كردهاند تا شيخ مفيد را در جرگهى قايلين به تحريف نشان دهند؛از جمله دكتر ناصر قفارى كه پس از خيانت در عبارت شيخ مفيد، آن را با ديدگاه شيخ صدوق رحمه اللّه مقايسه كرده و كوشيده است كه دو موضع متناقض از اين دو استوانهى شيعه ارائه كند.وى مىنويسد: