197گزارش تدوين چنين مصحفى در بعضى از كتابهاى اهل سنت هم هست،ليكن سند اين روايات-همانطوركه ابن حجر گفته است-صحيح نيست.
اگر چنين مصحفى واقعيت دارد،چرا على عليه السّلام آن را-لااقل در زمان حكومت خود-آشكار نكرد؟ 1
متأسفانه اين تعبير بارها از زبان اين افراد تكرار مىشود 2و از آن نتيجه مىگيرند كه چون كسى نتوانسته به آن پاسخ دهد-جز محدث جزائرى-پس اين مصحف،پندارى بيش نيست.دكتر قفارى مىگويد:
شيعه كه چنين افترايى را به على[ عليه السلام ]بسته،نتوانسته است به اين پرسش بزرگ كه بنيان آنان را ويران مىكند پاسخ دهد،جز دانشمندى از آنان به نام نعمت اللّه جزائرى كه مىگويد:
هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام بر مسند خلافت نشست،نتوانست آن مصحف را آشكار كند؛زيرا موجب مىشد اوصاف زشت خلفاى سابق نمايان شود. 3
با بررسى أسناد اين مصحف،در پرسش 21-22 در بخش اول،پاسخ اين شبهه روشن گرديد؛هم چنان كه ملاحظه شد،طرق روايات اين مصحف،از طريق اهل سنت، مستفيض و سند برخى از آنها هم از نظر آنها صحيح است.
اشكال ديگر دكتر قفارى نيز،برخاسته از ناديده انگاشتن سيره و سنت امير مؤمنان على عليه السّلام در حفظ وحدت جامعهى نوپاى اسلامى و احتراز از هر نوع اختلاف و نيز ناديده گرفتن ديدگاه دانشمندان اماميه در اين زمينه است؛بنابراين بايد گفت:
اولا،اگر وجود مصحف امام على عليه السّلام بنا بر روايات،ثابت است،چطور اينان مىگويند اين مصحف افتراست.
ثانيا،با اثبات اين مصحف در منابع فريقين،هر دو بايد از عهدهى پاسخ به آن